close
تبلیغات در اینترنت
سیری در خطابه غدیر
لوگوی وبلاگ

آرشیو ماهانه

نظرسنجی
مهم ترین عامل شکستن بیعت مردم بعد از غدیر چه بوده؟




مهم ترین عامل فاجعه بزرگ منا چیست؟




     
تولیدات وبلاگ
 

 
روز شمار غدیر
 
 

منوی وبلاگ

 

 

 

سیری در خطابه غدیر

تا نفس هست راز مي گویيم
روز و شب چون نماز مي گويیم
نسل در نسل از علي و غدير
باز گفتند و باز مي گويم
آري غدير، داستاني قديمي است، امّا گويي هربار در نظرمان جديد است.  چه سري در آن نهفته شده است؟
اين چه پيام جاويدي است كه هر سال در گوش من و تو زنگ مي زند و هشدار مي دهد كه هر كه من مولاي اويم از اين پس اين علي مولاي اوست،  راستي تا كنون از خود پرسيده ايد كه پيامبر صلّی الله عليه و آله و سلّم در روز غدير خم چه فرمودند؟ پيام اين سخنراني چه بود ؟ چه وظيفه اي داريم و...
 

 

در روز غدير پيامبرص چه فرمودند؟
 

 

در روز غدير خم،  پيامبر سخنراني مفصلی ايراد فرمودند كه بیش از یك ساعت به طول انجاميد و به «خطابهي غدير» مشهور شد. مطالب اين سخنراني تاريخي که از مهم ترين گفتارهاي پيامبر اكرم صلّی الله عليه و آله و سلّم بوده و در آخرین ماههای عمر آن حضرت بیان شده- در 11 بخش قابل تقسيم است. در اينجا قسمت هايي از اين خطابه با ارزش را نقل مي كنيم.
 

 

الف) امامت اميرالمؤمنين علی عليه السلام :

 

1-    [بخش 2]... أنْ أَقُومَ فِي هذاَ المَشْهَد فاُعْلِمَ كُلَّ أبيَضَ وَ أَسْوَدَ: أنَّ عَلِيّ بنَ ابي طالبٍ أخي وَ وَصّیي وَ خَليفَتي علي اُمَتي و الاِمامُ مِنْ بَعْدي الذي مَحَلّهُ مِنّي مَحَلُّ هاروُنَ مِنْ مُوسي إِلاّ أَنّهُ لا نَبيَّ بَعْدي وَ هُوَ وَليّكُم بَعْدَ اللهِ وَ رَسولِه[1]...
 

 

كه در اين اجتماع به پاخيزم و بر هرسفيد و سياهي اعلام كنم كه علي بن ابي طالب «عليه السلام» برادر من،  وصي من، جانشين من بر امّتم و امام بعد از من است.  نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسي است با این تفاوت كه پيامبري بعد از من نيست و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش ميباشد».

 

2 -    [بخش 3]... وَ شائِلٌ بِعَضُدِه وَ رافِعُهُ بِيَدَيَّ و مُعْلِمُكُمْ أَنَّ: مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَهذَا عَلِيٌّ مَولاه وَ هُوَ عليُّ بنُ أبي طالبٍ أَخي وَ وَصيّي وَ مُوالاتُه مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَها عَلَيَّ[2]...
 

 

و بازوي او را مي گيرم و با دستم او را بلند مي كنم و به شما ميفهمانم كه: «هر كه من صاحب اختيار اويم، اين علي صاحب اختيار اوست» و او علي بن ابي طالب برادر و جانشين من است و ولايت او از جانب خداوند عزوجل است كه بر من نازل كرده است.

 

3-    [بخش 4]... ثُمَ قَالَ مَنْ اَوْلَي بِكُمْ مِنَ اَنفُسِكُمْ قالوا: "اللهُ وَ رَسُولهُ"؛ فَقال: "اَلاَ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهَذَا عَليٌّ مَوْلاهُ اللّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ؛ مَعَاشِرَ النّاسِ: هَذا عَليٌّ أَخِي وَ وَصِيّي وَ واعي علمي وَ خَليفَتي في اُمتيِ عَلي مَنْ آمَنَ بي [3]...
 

 

سپس گفت: "چه كسي از شما بر شما از خود شما صاحب اختيارتر است؟" گفتند: "خدا و رسولش"؛ فرمود: "بدانيد هر كه من صاحب اختيار اويم اين علي صاحب اختيار اوست خدايا دوست بدار هركه او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن بدارد و ياري كن هر كه او را ياري كند و خوار كن هر كه او را خوار كند.  اي مردم اين علي است: برادر و وصيّ من و نگاهبان دانش من و جانشين من در امتم است بر آنان كه به من ايمان آورده اند...

 

4-    [بخش 3]... وَ اعْلَموُا أَنَّ اللهَ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً و إِماما" فَرَضَ طاعَتَه عَلَي المُهاجِرينَ وَ الأنصارِ وَ عَلَي التّابِعينَ لَهُم بإِحْسانٍ ... معلونٌ مَنْ خالَفَه مَرحُومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهْ فَقَدْ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَ لِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهْ [4]...
 

 

و بدانيد كه خداوند او را براي شما صاحب اختيار و امامي قرارداده است كه طاعتش را واجب نموده است بر مهاجرين و انصار و بر آنان مع به نيكي از آنان پیروی می کنند ... هر كه با او مخالفت كند ملعون است و هركس تابع او باشد و او را تصديق كند مورد رحمت الهي است.  خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت نمايد آمرزيده است.

 

5-    [بخش 4].... إِنَّهُ خَليفَةُ رَسولِ الله ِوَ أَميرُالمُؤمِنينُ وَ الإمامُ الهَادِي مِنَ اللهِ [5]...
 

 

اوست خليفه ي رسول الله.  اوست امير المؤمنين و امام هدايت كننده از جانب خدا

 

6-     [بخش 4]... بِأَمرِكَ يا رِبَّ اقُولُ: "اللّهُم وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ و اخْذُل مَنْ خَذَلَهُ وَ الْعَنْ مَنْ اَنْكَرَهُ وَ اغضِبْ عَلي مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ6
 

 

پروردگارا به امر تو مي گويم خدايا دوست بدار هر كه علي را دوست مي دارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن بدارد و ياري كن هر كس علي را ياري مي كند و خوار كن هر كه علي را خوار كند و لعنت نما هر كه علي را انكار كند و غضب نما بر هر كس كه حق علي را انكار نمايد.

 

7-    [بخش 5]... مَعاشِرَ النّاسِ !  ذُرِّيَّةُُ كُلِّ نَبيٍّ مِنْ صُلبِهِ وَ ذُرِّيَّتي مِنْ صُلبِ أَميرِالْمُؤمِنينَ عَليٍّ[7]...
 

 

اي مردم،  نسل هر پيامبري از صُلب خود اوست ولي نسل من از صُلّب اميرالمؤمنين علي است.

 

8-    [بخش 10]... فَإنْ طَالَ عَلَيْكُمُ الأَمَدُ فَقَصَّرتُمْ اَوْ نَسِيتُم فَعَليٌّ وَليُّكُم وَ مُبيّنٌ لَكُمْ

 

 

 

و اگر زماني دراز بر شما گذشت و كوتاهي نموديد يا فراموش كرديد،  علي صاحب اختيار شماست و براي شما بيان مي كند.

 

9-    [بخش 3].... مَعاِشرَ الناسْ فَضِّلُوهُ،  مَا مِنْ عِلمٍ إِلّا فَقَدْ أَحْصَاهُ اللهُ فِيَّ وَ كُلُّ عِلمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَيتُهُ فِي إمامِ المُتَّقينَ وَ ما مِنْ عِلْمٍ إلّا وَ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً وَ هُوَ الإمامُ المُبين الَذي ذَكَرهُ اللهُ في سوُرَةِ يَاسينَ: " وَ كُلَّ شَيءٍ أَحْصَينَاهُ فِي إمامٍ مُبينٍ" [9]...
 

 

اي مردم علي را برتر بدانید. (چرا که) هيچ علمي نيست مگر آنكه خداوند آن را در من جمع كرده است و هر علمي را كه آموخته ام در امام المتقين جمع نموده ام و هيچ علمي نيست مگر آنكه آن را به علي آموخته ام. او «امام مبين» است كه خداوند در سوره ي ياسين ذكر كرده است و هر چيز را در امام مبين جمع كرديم.

 

10-   [بخش 3]... مَعاشِرَ النَاسِ،  فَضِّلُوهُ فَقَد فَضَّلَهُ اللهُ وَ اقْبَلَوُه فَقَدْ نَصَبَهُ اللهُ [10].
 

 

اي مردم او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است و او را قبول كنيد كه خدا او را منصوب نموده است.

 

 

 

ب) فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام :

 

برای بيان عظمت اميرالمؤمنين عليه السلام و فضايل بي شمار ايشان، به اين سخن پيامبر صلّی الله عليه و آله و سلّم بسنده مي كنيم:
[بخش 11]... مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّ فَضائِلَ عَليِّ بنِ أَبي طَالبٍ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَدْ أنْزَلَها فِي القُرآنِ اَكثُرُ مِنْ أنْ أُحْصِیَها فِي مَقامٍ وَاحِدٍ فَمَنْ اَنْبَأكُمْ بِها وَ عَرَفَها قَصَدِّ قُوه [11]...
 

 

اي مردم،  فضايل علي بن ابي طالب نزد خداوند كه در قرآن نازل كرده است بيش از آن است كه همه را در يك مجلس بشمارم.  پس هرکس از مقامات او به شما خبر داد و آنها را شناخت، او را تصديق كنيد.

 

 

 

ج) نام اختصاصي اميرالمؤمنين عليه السلام

 

[بخش 3]... اَلا إِنَّهُ لا أَميرَالمُؤمِنينَ غَيْرَ أخي هَذا،  ألا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ اَلمُؤْمِنينَ بَعَدي لِأحَدٍ غَيْرِه...
 

 

بدانيد كه اميرالمؤمنين جز اين برادرم نيست.  بدانيد كه اميرالمؤمنين بودن بعد از من براي احدي جز او روا نيست.

 

 

 

د) غاصبان خلافت

 

1) [بخش 5]... وَ كَيْفَ بِكُمْ وَ اَنْتُم اَنْتُم وَ مِنْكُمْ اَعْداءُ اللهِ،  اَلا وَ اِنَّهُ لا يُبْغِضُ عَلِيّا" إلّا شَقِیٌّ وَ لا يُوالي عَليّاً اِلّا تَقِيٌّ وَ لا يُؤمِنُ بِهِ اِلّا مُؤمِنٌ مُخلِصٌ[12]...
 

 

پس شما چگونه خواهيد بود در حالي كه شماييد و در بين شما دشمنان خدا هستند و بدانيد كه با علي دشمني نمي كند مگر شقي و با علي دوستي نمي كند مگر با تقوي و به او ايمان نمي آورد مگر مؤمن مخلص.

 

2) [بخش 6]... وَ سَيَجْعَلُونَ اِلإمَامَةَ بَعْدي مُلْكاً وَ اغْتِصاباً اَلا لَعَنَ اللهُ الغاصِبينَ المُغتَصِبينَ وَ عِنْدَها سَيَفْرُغُ لَكُمْ اَيُّهَا الثَّقَلانِ مَنْ يَفْرُغُ وَ يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ...
 

 

به زودي امامت را بعد از من به عنوان پادشاهي و با ظلم و زور مي گيرند.  خداوند غاصبان و تعدّي كنندگان را لعنت كند و در آن هنگام است اي جن و انس كه ميريزد بر شما آنكه بايد بريزد و براي شما شعله اي از آتش و مس گداخته فرستاده شود و نمي توانيد آن را از خود دفع كنيد.

 

3) [بخش 6]... مَعاشِرَ الناسِ،  إنَّهُ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدي اَئِمَةٌ يَدْعُونَ اِلي النّارِ وَ يَوْمَ القيامَةٍ لايُنْصَروُنَ؛ مَعاشِرَ الناسِ إِنَّ اللهَ وَ أنَا بَريئانِ مِنْهُمْ؛ مَعاشِرَ الناسِ إنَّهُمْ وَ اَنْصَارَهُم وَ اَتباعَهُمْ وَ اَشْياعَهُم فِي الدَّرْكِ الأسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَبِئْسَ مَثْوَيَ المُتَكَبِّرِينَ اَلا إِنَّهُمْ اَصحابُ الصَّحيفَةِ فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُم في صَحيفَتِهِ.
 

 

اي مردم،  بعد از من پیشوایاني خواهند بود كه به آتش دعوت مي كنند و روز قيامت كمك نميشوند؛ اي مردم،  خداوند و من از آنان بيزاريم.  اي مردم آنان و يارانشان و تابعينشان و پيروانشان در پائين ترين (بدترین) درجه ي آتش هستند و چه بد است جايگاه متكبّران! بدانيد آنان اصحاب صحيفه اند؛ پس (اکنون) هريك از شما در صحيفهي خود نظر كند.

 

4) [بخش 7]... مَعاشِرَ النّاسِ،  عَدُوُّ نا مَنْ ذَمَّهُ اللهُ وَ لَعَنَهَ وَ وَليُّنا كلُ مَنْ مَدَحَهُ اللهُ وَ اَحَبَّه13
]

 

 

 

اي مردم،  دشمن ما كسي است كه خداوند او را نکوهش و لعنت فرموده و دوست ما كسي است كه خداوند او را ستوده و دوستش بدارد.

 

5) [بخش 3]... مَعاشِرَ الناسِ،  اِنَّهُ اِمامٌ مِنَ اللهِ وَ لَنْ يَتُوبَ اللهُ عَلي اَحَدٍ أَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَ لَنْ يَغْفِرَ لَهْ حَتْماً عَليَ اللهِ اَنْ يَفْعَلَ ذَلِكَ بِمَنْ خالَفَ اَمْرَهُ وَ اَنْ يُعَذِّبَهُ عَذاباً نَكُراً اَبَدَ اَلابادِ وَ دَهَرَ الْدُّهُورِ؛  فَاحْذَرُوا اَنْ تُخالِفُوه فَتَصلَوا ناراً وَقُودُها النّاسُ وَ الحِجارَةُ أُعِدَّتّ لِلكافِرينَ [14]...
 

 

اي مردم،  او از طرف خداوند امام است و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه ي او را نمي پذيرد و او را نمي بخشد.  بر خداوند حتمي است كه با كسي كه با او مخالفت كند چنين كند و او را به عذابي شديد تا ابديت و تا آخر روزگار معذب نمايد.  پس بپرهيزيد از اينكه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشي شويد كه آتش گيره ي آن مردم و سنگ ها هستند و براي كافران آماده شده است.

 

6) [بخش 3]... مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَغضّوبٌ مَغضّوب مَنْ رَدَّ عَلَيَّ قَوْلي هَذا وَ لَم يُوافِقْه اَلا إنَّ جَبرَئيلَ خَبَّرَني عَنِ اللهِ تعالی بذالكَ وَ يَقُولُ «مَنْ عادَي عَلِيّاً وَ لم یَتَوَلَّه فَعَلَیْه لَعْنَتي وَ غَضَبي َ فَلتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَت لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللهَ أَنْ تُخالِفوه فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثبوتِها إِنَّ اللهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلَوُنَ»...
 

 

ملعون است ملعون است مورد غضب است مورد غضب است كسي كه اين گفتار مرا رد كند و با آن موافق نباشد بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و مي گويد «هر كه با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد» هر كس ببيند براي فردا چه پيش فرستاده است.  از خدا بترسيد كه با علي مخالفت كنيد و در نتيجه قدمي بعد از ثابت بودن آن بلغزد خدا از آنچه انجام مي دهيد آگاه است.

 

 

 

ه) جانشينان پس از اميرالمؤمنين عليه السلام

 

1) [بخش 10]... مَعاشِرَ الناسْ،  القُرانُ يُعَرِّفُكُم أنَّ الأ ئِمَّةَ مِنْ بَعْدِه وُلْدُهُ وَ عَرَّفْتُكُمْ أَنَّهُمْ مِنّي وَ مِنْه حَيْثُ يَقوُلُ اللهُ في كِتابِهِ: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيةً في عَقِبِه» وَ قُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّكْتُم بِهِما»

 

 [15]

 

 

 اي مردم قرآن به شما كه امامان بعد از علي فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم كه آنان از نسل من و از نسل اويند آنجا كه خداوند در كتابش مي فرمايد: «امامت را به عنوان كلمه ي پایدار در نسل او قرار داد» من نيز به شما گفتم: «اگر به آن دو (قرآن و اهل بيت) تمسك جوييد هرگز گمراه نمي شويد.»

 

2) [بخش 11]...وَ قَدْ أَمَرَنِیَ اللهُ عزَّ وَ جَلَّ أنْ آخُذَ مِن ألْسِنَتِکُمُ الإقرارَ بِما عقَّدْتُ لِعَلِیٍّ أمیرِالمُؤْمِنینَ وَ لِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الأئِمَّةِ مِنّي وَ مِنه عَلي ما أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرِّيَّتِي مِنْ صُلْبِهِ [16]...
 

 

وخداوند عزّ و جلّ به من دستور داده که از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیرالمؤمنین رامحکم کنم و نیز بر امامان پس از او که از نسل من و اويند؛ همان گونه كه اعلام کردم كه فرزندان من از صُلب اويند.

 

3) [بخش 11]... وَعَظْتَنا بِوَعْظِ اللهِ فِي عَليً أمِيرالمُؤمِنينَ وَ الأَئِمَّةِ الَّذينَ ذَكَرْتَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ وُلدِه بَعْدَه الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ اللهُ بَعْدَهُما...
 

 

تو ما را به موعظه ي الهي وصيت نمودي در باره ي علي اميرالمؤمنين و اماماني كه گفتي بعد از او از نسل تو و فرزندان اويند يعني حسن و حسين و آنان كه خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.

 

4) [بخش 11]... مَعاشِرَ الناسْ فَبایِعُوا اللهَ وَ بايِِعُوني وَ بايِعُوا عَلياً أَميرَالمُؤمِنينَ وَ الحَسَنَ وَ الحُسَيْنَ وَ الأَئِمَّةَ مِنْهُمْ فِي الدُّنيا و الآخِرَةِ كَلِمَةً باقِيَةً یُهْلِکُ اللهُ مَنْ غَدَرَ وَ يَرحَمُ مَنْ وَفَی (وَمَنْ نَكَثَ فَإنَّما يَنْكُثُ عَلي نَفسِه وَ مَنْ أَوفي بَما عاهَدَ عَلَيهُ اللهَ فَسَيُؤتِيهِ أَجْراً عَظيما") [17]

 

 
اي مردم،  با خدا بيعت كنيد و با من بيعت نماييد و با علي اميرالمؤمنين و حسن و حسين و اماماني از ايشان در دنيا و آخرت به عنوان امامتي كه در نسل ايشان باقي است بيعت كنيد خداوند بيعت شكنان را هلاك کند و وفاداران را مورد رحمت قرار مي دهد و هركس بيعت را بشكند به ضرر خويش شكسته و هركس به آنچه با خدا پيمان بسته وفا كند به او پاداش عظيمي عنايت مي فرمايد.

 

 

 

و) اطاعت از اميرالمؤمنين علی عليه السلام

 

1- [بخش 3]... مَعاشِرَ الناسِْ لا تَضِلُّوا عَنْه وَ لا تَنْفِرُوا مِنْه وَ لا تَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلايَتِه فَهُوَ الذي يَهدِي إلَي الْحَقِّ وَ يَعْمَلُ بِه وَ يُزهِقُ الباطِلَ وَ يَنْهَي عَنْهُ وَ لا تَأْخُذُهُ فِي اللهِ لَوُمَةُ لائِمٍ
 

 

اي مردم از علي به سوي ديگري گمراه نشويد و از او روي بر مگردانيد و از ولايت او سر باز نزنيد؛ اوست كه به حق هدايت نموده و به آن عمل مي كند و باطل را نابود نموده و از آن نهي مي نمايد و در راه خدا سرزنش ملامت كننده اي او را از کار باز نمی دارد.

 

2- [بخش 6]... فَاسْمَعوا لِأمْرِهِ تَسْلَمُوا وَ أَطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ انْتَهُوا لِنَهْيِِهِ تَرْشُدُوا وَ صِيرُوا إِلَي مُرادِهِ وَ لاتَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبِيِلِهِ ..19].
پس امر او را گوش دهيد تا سلامت بمانيد و او را اطاعت كنيد تا هدايت شويد و نهي او را بپذیريد تا در راه درست باشيد و به سوي مقصد و مراد او رويد و راه هاي بيگانه شما را از راه او منحرف نكند.

 

 

 

ز) حضرت ولي عصر عليه السلام

 

پيامبر اكرم (صلّی الله عليه و آله و سلّم) در يك بخش جداگانه پيرامون حضرت مهدي عليه السلام سخن گفته اند.  ايشان در اين بخش ويژگي هاي امام منتقم را بر مي شمارند و از آینده ی روشن كارهايي كه ايشان انجام خواهند داد به مسلمين خبر مي دهند.
[بخش 8]... اَلا إِنَّ خاتَمَ الأئِمَّةِ مِنّا القائِمُ المَهْديُّ اَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلي الدّينِ اَلا إِنَّهُ المُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ اَلا إِنَّهُ فاتِحُ الحُصُونِ وَ هادِمُها...
 

 

ح) بالاترين امر به معروف و نهي از منكر

 

[بخش 11]... اَلا وَ إِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلي قَوْلي هذا وَ تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ يَحْضُر وَ تَأمُرُوه بِقَبُولِه عَنّي وَ تَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ فَإِنَّهُ أَمرٌ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنّي وَ لا أمْرَ بِمَعروفٍ وَ لا نَهْيَ عَنْ مُنْكَرٍ اِلّا مَعَ إِمامِ مَعْصُومٍ 20

 

 
و بدانيد كه بالاترين امر به معروف آن است كه به گفته ی من (درباره ی امامت) برسید و آن را به هركسي كه حاضر نيست برسانيد و او را از طرف من به قبولش امر كنيد و از مخالفتش نهي كنيد چرا كه اين دستوري از جانب خداوند عز و جل و از نزد من است و هيچ امر بمعروف و نهي از منكري نمي شود مگر با امام معصوم.

 

 

 

ط) وظيفه ي ما

 

[بخش 6]... مَعاشِرَ الناسِ إِنّي أَدَعُهَا إِمَامَةً وَ وِرَاثةً فِي عَقِبي إِلَی يَوْمِ القِيامَةِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرْتُ بِتَبْليغِهِ حُجَّةً عَلي كُلِّ حاضِرٍ وَ غائِبٍ وَ عَلي كُل أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ يَشْهَدْ وُلِدَ أَو لَمْ يُولَدْ فَلْيُبَلَّغِ الحاضِرُ الغائِبَ وَ الوالِدُ الَوَلدَ إلَی يَوْمِ القِيامَةِ 21

 

 اي مردم من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قيامت به وديعه مي سپارم و من رسانيدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر هر حاضر و غائب و بر همه ي كساني كه حضور دارند يا ندارند به دنيا آمده اند يا نيامده اند پس حاضران به غائبان و پدران (فرزندداران) به فرزندان تا روز قيامت برسانند.

 

آري،  پيامبر چه زيبا سخن مي گفت،  چه وظيفه ي سنگيني را بر دوش ما نهاد.
پيوند نبوّت و امامت تا روز قیامت، رسانيدن پيام غدیر و ...
پيامبر صلّی الله عليه و آله و سلّم فرمودند
«مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَة جاهِلية»21
 
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.
آري،  اين وظيفه ي ماست كه پيوند امام حاضر،  حضرت ولي عصر عليه السلام با غدير را به گوش فرزندانمان برسانيم.
آيا اگر اين پيام غدير را حاضران به غايبان و فرزندداران به فرزندان مي رساندند اينگونه مورد غفلت قرار مي گرفت ؟!
«روز بيعت به شه دين آمدند دسته به دسته
روز ديگر از روي كين مي برند با دست بسته»
اما افسوس که غفلت از پیمان غدیر به آنجا انجامید که در زمانی کمتر از 3 ماه، بيعت ها فراموش شد و ارزشها از بين رفت. گستاخی تا آنجا بالا گرفت كه دختر پيامبر را به جرم دفاع از ولایت و استناد به غدیر- با تازيانه و غلاف شمشير زدند، خانه اش را به آتش كشیدند، فرزندش را سقط كردند،  ارثش را غصب نمودند و در نهايت حق اميرالمؤمنين (ع) را گرفتند. حق اميرالمؤمنين (ع) بر پیشوایی جامعه اسلامی در حقيقت حق خداست. حق خداوندی که قرآن را فرو فرستاد و علم آنرا به پیامبرش آموخت و از او خواست که پس از خویش، علی و دیگر پیشوایان معصوم را بعنوان خلفاء خداوند در زمین معرفی نماید تا ضمن تعلیم دین صحیح، نگاهبانان اسلام و مجریان احکام الهی در زمین باشند و همه مسلمانان تحت حکومت و فرمان آنان بسر برند... و باز صدهاافسوس که 25 سال خانه نشينی امیرالمؤمنین برای آخرین وارث غدیر - امام مهدی  عجّل اللّه فرجه- بیش از یازده قرن به طول انجامیده است.
امروز امام زمان (ع) بسیار غریب تر از اميرالمؤمنين (علیه السلام) است. دشمنان نیرومند تر و به هم پیوسته تر و یاران پراکنده تر شده اند.
هنوز هم خانه ی پدری ایشان و گنبد طلايي سامرا را خراب می کنند، دوستداران ایشان را می کُشند و ... و ما در مقابل،  بدون هيچ ناراحتي از اين موضوع،  به زندگي خود ادامه مي دهيم ... و فراموش می کنیم که هر گناه شیعیان، تير غمي به سوي قلب آن امام غائب خواهد افکند. شایسته و بایسته است شیعیان ضمن عمل به احکام الهی و اصلاح خود و جامعه، دست به دعا بردارند و از صمیم دل، ظهور موعود غدیر را از خداوند بخواهند.
 
 

 

اسناد و منابع خطابه ي غدير

 

متن مفصلّی و كامل خطابه ي غدير در نُه كتاب از منابع اصيل اسلامي با اسناد متصلّی نقل شده كه هم اكنون به چاپ رسیده و در دسترس اند.  اين كتاب ها عبارتند از "روضةالواعظين" و "الاحتجاج"،  "اليقين"،  "نزهه الكرام"،  "الاقبال"،  "العُدَدُ القَويَّة"،  "التحصين"،  "الصراط المستقيم" و "نهج الايمان"
اين روايت ها به سه طريق منتهي مي شوند كه تفصيل آنها چنين است:
1-    روايت امام محمد باقر عليه السلام كه با اسناد معتبر در چهار كتاب روضةالواعظين ج 1 ص 89 الاحتجاج ج 1 ص 66 اليقين ص 343 باب 127 و نزهةالكرام ج 1 ص 186 نقل شده است.
2-    روايت حذیفة بن اليمان كه با اسناد متصلّی در كتاب الاقبال ص 454 و 456 نقل شده است.
3-    روايت زيد بن ارقم كه با اسناد متصلّی در چهار كتاب العُدَدُ القَويَّة ص 169،  التحصين ص 578 باب 29 از قسم 2 الصراط المستقيم ج 1 ص 301 و نهج الايمان ص 92 نقل شده است.
منابع واقعه ي غدير
واقعه ي غدير به طور مفصلّ و مختصر و يا قسمت هايي از واقعه در كتب شيعه نقل شده است،  در اينجا به 6 مورد از آن ها اشاره مي كنيم و شما را براي مشاهدهي فهرست 200 تايي اين كتاب ها راويان حديث (خطابهي) غدير،  سؤالات مربوط به حديث غدير،  متن مقابله شده خطابه ي غدير با 9 كتاب از منابع اصيل اسلامي،  مستند سازي خطابه ي غدير و ديگر سؤالات به كتاب "خطابه ي غدير در آينه ي اسناد" نوشته ي محمد باقر انصاري (انتشارات دليل ما) ارجاع مي دهيم.
 

 

الف) كتب شيعه

 

·        بحارالانوار : ج 37 و ساير مجلدات
·        الغدير : ج 1 11
·        من لا يحضره الفقيه : ج 2 ص 559،90
 

 

ب) كتب اهل تسنن

 

]    تفسير الطبري : ج 3 ص 636
]    صحيح الترمذي : ج 1 ص 32 و ج 2 ص 298 و ج 5 ص 633
]    صحيح مسلم : ج 4 ص 187


[1]- جواهر المطالب 107 باب 19 و.....
[2] -این روایت در كتب زيادي نوشته شده به مقدمه ي كتاب نورألامير مراجعه شود. كنز العمّال 13/138 ح 36435 و...
[3]- زين الفتي 2/171 ح 408 و...
[4] -فضائل الصحابه 2/680 ح 1162
[5] - ينابیع المودّة 594 باب 95 ح 4 و.....
[6]- المستدرك علي الصّحبحين   3/129 و 135، تاريخ مدينه دمشق 42/281 (2/211 ح 713)
 
-[7] كنز العمّال 11/600 ح 32892
 
-[8] المستدرك علي الصحيحين 3/122
[9] - ينابیع المودّة 79 باب 14 ح 21
-[10] فضائل الصّحابه 2/604 ح 1033 و ص 646 ح 1097
-[11] كفايه الطالب 231 باب 62
[12]- كنز العمّال 11/626 ح 33050
-[13] معني روشن و منابع متعددي دارد.
-[14] تاريخ مدينه دمشق 42/308 – 309 (2/273 – 274 ح 800- 803)
-[15] ينابيع المودّة باب 39 ح 1 ص 512 باب 71 ح 43
-[16] كنزالعُمّال 12/98 ح 34168
[17]- مستند شمس الاخبار 1/107 باب 8 مراجعه شود.
-[18] مفتاح الجنان ورقه 6 باب اول فصل اول.
-[19] مناقب علي بن ابي طالب عليه السلام 245 ح 292
-[20] ينابیع المودّة 303 باب 56 ح 868
-[21] مناقب علي بن ابي طالب عليه السلام 114 ح 155
-[22] الغدیر (امینی) ج 10 ص 359، بنقل از بزرگان اهل سنّت مانند المسند (احمد حنبل) ج 4 ص 96، مجمع الزّوائد (هیثمی) ج 5 ص 219 و ...

 

 
نویسنده:سجاد سحرخوان در تاریخ:چهارشنبه 16 مهر 1393      نظرات


صفحات وب

موضوعات

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

   

چت باکس

لینکستان

آمار وبلاگ
تعداد بازدید امروز:60
تعداد بازیدید دیروز:27
تعداد بازدید ماهانه:301
تعداد بازید سالانه:4,015
تعداد کل بازید ها تا امروز:14,972

وبلاگ نویسی
 



 
آمار گیر وبلاگ
   

[Link_Title]                 

:لینک دوستان

Designig & Coding : Sajjad Saharkhan