close
تبلیغات در اینترنت
بررسی حدیث منزلت از نگاه مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت
لوگوی وبلاگ

آرشیو ماهانه

نظرسنجی
مهم ترین عامل شکستن بیعت مردم بعد از غدیر چه بوده؟




مهم ترین عامل فاجعه بزرگ منا چیست؟




     
تولیدات وبلاگ
 

 
روز شمار غدیر
 
 

منوی وبلاگ

 

 

 

بررسی حدیث منزلت از نگاه مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت

 

یکی از اعتقادات اصیل و مستدل ما این است که رسول خدا(ص) بعد از خود فرد یا افرادی را به عنوان جانشینان خود معرفی نموده است.در قرآن کریم و نیز در سنت نبوی برای اثبات این مدعا ادله متعدد و بی شماری وجود دارد. یکی از ادله مهم در مورد اثبات حقانیت اهل بیت(ع) و یا به عبارت درست تر اثبات حقانیت رهبری امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، حدیث صحیح و متواتر «منزلت» است که رسول خدا(ص) علی بن ابیطالب(ع) را نسبت به خود همانند نسبت هارون(ع) و حضرت موسی(ع) تشبیه نموده است.

  نگاهی به منابع حدیثی

حدیث منزلت در بسیاری از کتب حدیثی، تاریخی، تفسیری و... اهل بیت(ع) و اهل سنت موجود است و تعداد قابل توجهی از آنها از دیدگاه مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت صحیح و قابل اعتمادند، در عین حال این حدیث از احادیث متواتر به حساب می آید.

در این فصل به منابع و کتب مذاهب اهل بیت(ع) و اهل سنت مراجعه می کنیم و از هر یک از آنها نمونه هایی را ارائه خواهیم داد.

حدیث منزلت.jpeg

الف) حدیث منزلت در منابع مذهب اهل بیت(ع)

حدیث منزلت در منابع مختلف حدیثی مذهب اهل بیت(ع) موجود است که در اینجا به نقل چند مورد از آنها اکتفا می کنیم:

1. ابوالنضر محمد بن مسعود بن عیاش السمرقندی (م320ق) در تفسیر خود از امام باقر(ع) نقل می کند: رسول خدا(ص) در غدیر خم پس از اعلان ولایت و رهبری علی بن ابیطالب(ع) چنین فرمود: «فانه منی و انا منه و هو منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی؛[1] او [علی] از من است و من از او هستم و او نسبت به من مانند نسبت هارون به موسی است؛ جز اینکه پس از من هیچ پیامبری نیست.»

2. شیخ صدوق (م305ـ381ق) از امام علی(ع) نقل می کند که حضرت رسول خدا(ص) فرمود: «یا علی انت منی بمنزلة هارون من موسی غیر انه لا نبی بعدی؛[2] یا علی! مثل تو نسبت به من مانند مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست.»

3. شیخ طوسی (385ـ460ق) از جابربن سمره نقل می کند که رسول خدا(ص) خطاب به علی(ع) فرمود: «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی؛[3] نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست.»

شیخ طوسی(ره) همچنین از ابوالطفیل نقل می کند که امام علی(ع) در جلسه شورا (انتخاب خلیفه پس از عمر بن خطاب) خطاب به حاضران فرمود: «فانشدکم بالله هل فیکم احد قال له رسول الله6 انت منی بمنزلة هارون من موسی غیری؟ قالوا: اللهم لا...»[4] شما را به خدا قسم می دهم که آیا در بین شما غیر از من کسی هست که رسول خدا(ص) درباره او چنین فرموده باشد: تو نسبت به من مانند نسبت هارون به موسی هستی؟ حاضران گفتند: نه.»

4. شیخ علی بن ابراهیم قمی و نیز به نقل از ایشان علامه مجلسی (م1111ق) در کتاب خود نقل می کند: رسول خدا(ص) پس از مهاجرت به مدینه در بین مسلمانان صیغه اخوت خواند. از بین مسلمانان امام علی(ع) تنها ماند و دچار غم شدید شد و رسول خدا(ص) به او فرمود: «... انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.»[5] حضرت علی(ع) نیز پس از شنیدن سخنان رسول خدا(ص) خوشحال شد.

5. سیدهاشم البحرانی (م1109ق) در کتاب خود نقل می کند که رسول خدا(ص) در جنگ تبوک حضرت علی(ع) را (در مدینه) جانشین خود ساخت و به امام علی(ع) فرمود: «الا ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.»[6]

ب) حدیث منزلت در منابع اهل سنت

حدیث منزلت، علاوه بر منابع و کتب مذهب اهل بیت(ع)، در منابع حدیثی، تاریخی و... اهل سنت نیز به وفور پیدا می شود که در اینجا به ذکر چند نمونه از آنها اکتفا می کنیم:

1. ابوعبدالله محمد بن اسماعیل البخاری (194ـ256ق) در کتاب خود از ابراهیم بن سعد، او هم از پدرش چنین نقل می کند: حضرت پیامبر6 به حضرت علی(ع) فرمود: «اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی؟»[7]

بخاری (194ـ256ق) در حدیث دیگر از سعد نقل می کند که رسول خدا(ص) برای جنگ تبوک از مدینه خارج شد و علی را در شهر مدینه جانشین خود قرار داد. علی(ع) گفت: آیا مرا در میان بچه ها و زنان می گذاری؟ حضرت پیامبر6 فرمود: «الا ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی؟ الا انه لیس نبی بعدی.»[8]

2. ابوالحسین مسلم بن الحجاج النیشابوری (206ـ261ق) در کتاب خود از سعد بن ابی وقاص نقل می کند که پیامبر6 علی بن ابیطالب(ع) را در جنگ تبوک [در مدینه] جانشین خود قرار داد و حضرت علی(ع) گفت: یا رسول الله! آیا مرا در میان زنان و بچه ها می گذاری؟ حضرت پیامبر6 فرمود: «اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی؟ غیرانه لانبی بعدی.»[9]

3. حافظ ابوعبدالله محمد بن یزید القزوینی (ابن ماجة 207ـ275ق) در سنن خود از ابو وقاص نقل می کند: رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «الا ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی؟»[10]

4. ابوعیسی محمد بن عیسی الترمذی (209ـ297ق) در کتاب خود از سعد بن ابی وقاص نقل می کند که رسول خدا(ص) خطاب به علی(ع) فرمود: «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.»[11] وی در ذیل این حدیث می گوید: «هذا حدیث حسن صحیح؛ این حدیث حسن [و] صحیحی است.»

5. حافظ عمرو بن ابی عاصم الضحاک الشیبانی (م287ق) در کتاب خود از جابربن عبدالله نقل می کند که حضرت رسول خدا(ص) به حضرت علی(ع) فرمود: «الا ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی؟»[12]

وی در حدیثی دیگری از اسماء بنت عمیس نقل می کند که رسول خدا(ص) به حضرت علی(ع) فرمود: «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.»[13]

6. حافظ احمد بن شعیب النسائی (215ـ303ق) در کتاب خود از عبدالله بن عباس نقل می کند که مسلمانان همراه رسول خدا(ص) از مدینه جهت جنگ تبوک خارج شدند. حضرت علی(ع) به پیامبر6 گفت: آیا من هم همراه شما خارج شوم؟ حضرت پیامبر6 فرمود: نه، حضرت علی(ع) نیز با شنیدن این جواب گریه کرد و رسول خدا(ص) به او فرمود: «اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی؟ الا انک لست بنبی ثم قال: انت خلیفتی ـ یعنی فی کل مومن ـ من بعدی؛[14] آیا خشنود نیستی که مثل تو نسبت به من مانند مثل هارون نسبت به موسی باشد؟ جز اینکه [پس از من] تو پیامبر نیستی. سپس فرمود: تو پس از من جانشین و خلیفه من (بر هر مؤمن) هستی.»

7. حافظ ابوعبدالله الحاکم النیسابوری (م405ق) در کتاب خود از سعد بن ابی وقاص نقل می کند که رسول خدا(ص) هنگام خروج برای جنگ تبوک خطاب به حضرت علی(ع) فرمود: «الاترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبوة بعدی؛»[15]

حاکم نیشابوری در ذیل این حدیث می گوید: «هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین و لم یخرجاه بهذه السیاقة؛ این حدیث بر اساس شرایط بخاری و مسلم در اخذ حدیث صحیح، صحیح می باشد، ولی آن دو این حدیث را با این سیاق در کتب خود نقل نکرده اند.»[16]

چنان که ملاحظه می شود، حدیث منزلت در مهم ترین منابع حدیثی مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت نقل شده است. تعداد قابل توجهی از این احادیث که در منابع مختلف مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت موجود می باشد، صحیح و مورد اعتماد بوده و در عین حال به حد تواتر نیز رسیده است. قابل ذکر است، تعداد منابع و کتبی که در آنها حدیث منزلت نقل شده است، بیش از اینهاست، ولی ما به جهت رعایت اختصار به همین مقدار از منابع اهل سنت اکتفا نمودیم.

راویان حدیث منزلت از صحابه و محل صدور آن

در این بخش ابتدا نگاهی به راویان حدیث منزلت می کنیم و سپس محل صدور این حدیث را از دیدگاه مذهب اهل بیت و اهل سنت مورد بررسی قرار خواهیم داد:

راویان حدیث منزلت از صحابه

حدیث منزلت را تعداد قابل توجهی از اصحاب و یاران رسول خدا(ص) نقل کرده اند که از جمله آنها افراد ذیل هستند:[17]

1. سعد بن ابی وقاص؛ 2. معاویه؛ 3. حبشی بن جناده؛ 4. جابر؛ 5. ابوسعید الخدری؛ 6. سعد بن مالک؛ 7. اسماء بنت عمیس؛ 8. عبدالله بن عمر؛ 9. ابن ابی لیلی؛ 10. مالک بن الحویرث؛ 11. علی بن ابیطالب(ع)؛ 12. عمر بن الخطاب؛ 13. عبدالله بن عباس؛ 14. ام سلمه؛ 15. عبدالله بن مسعود؛ 16. أنس بن مالک؛ 17. زید بن ارقم؛ 18. ابوایوب؛ 19. ابوبرده؛ 20. جابربن سمره؛ 21. البراء؛ 22. ابوهریره؛ 23. زید بن ابی أوفی؛ 24. نبیط بن شریط؛ 25. فاطمه بنت حمزه.

محل صدور حدیث منزلت

معروف ترین محل صدور حدیث منزلت در جایی بوده است که رسول خدا(ص) در سال نهم هجرت هنگام ترک مدینه، علی بن ابیطالب(ع) را جانشین خود در شهر قرار داد و خود همراه سی هزار نفر رزمنده جهت برخورد و جنگ احتمالی با روم شرقی که نیروهای خود را در نوار مرزی شام برای مقابله با نفوذ اسلام مستقر کرده بود، عازم سفر شد.[18]

علی بن ابیطالب(ع) که در کنار صفات برجسته تقوا، زهد، ایمان راسخ و... رزمنده و جنگ آور شجاعی بود، از ماندن در مدینه ناراحت شد و گریه کرد. اما رسول خدا(ص) به او دلداری داد و چنین فرمود: آیا خشنود نمی شوی که مثل تو نسبت به من، مثل هارون نسبت به موسی باشد؟ جز اینکه پس از من پیامبری نیست؟! امام علی(ع) نیز رضایت خود را با این سخن اعلام داشت و در مدینه ماند.

قسمتی از روایات مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت صرفاً محل صدور حدیث منزلت را درباره همین موضوع بیان می کند. ولی این همه مطلب نیست و طبق ادله و روایات موجود در منابع مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت، حدیث منزلت علاوه بر جنگ تبوک در موارد دیگری نیز از طرف رسول خدا(ص) بیان شده است. در اینجا نگاهی گذرا به موارد دیگر می کنیم و آنها را از دیدگاه منابع مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت خواهیم شمرد:

محل صدور حدیث منزلت از دیدگاه منابع مذهب اهل بیت(ع)

1. هنگام عزیمت به جنگ تبوک

همان گونه که گذشت، یکی از موارد صدور حدیث منزلت زمانی بود که رسول خدا(ص) جهت رفتن به جنگ تبوک، حضرت علی(ع) را در مدینه جانشین خود قرار داد و هنگامی که ناراحتی او را مشاهده نمود، همین حدیث منزلت را بیان فرمود. ما به جهت نقل این روایات در فصل اول از تکرار آن در اینجا خودداری می کنیم.[19]

2. هنگام برگشت از حجة الوداع و در غدیر خم

یکی دیگر از موارد صدور حدیث منزلت در جایی است که رسول خدا(ص) هنگام برگشتن از آخرین مراسم حج خود، از طرف خداوند متعال مأمور به ابلاغ ولایت و رهبری علی بن ابیطالب(ع) پس از خود شد و آن حضرت پس از بیان این مطلب، در ادامه سخنان خود، حدیث منزلت را بیان فرمود[20] که نمونه این سخن نیز در فصل اول گذشت.

3. روز نامگذاری امام حسن مجتبی و امام حسین(ع)

شیخ صدوق (305ـ381ق) در کتاب خود از زید بن علی نقل می کند که هنگام تولد امام حسن مجتبیA و نیز هنگام تولد امام حسین(ع)، رسول خدا(ص) همراه امام علی(ع) قصد نامگذاری آنها را داشتند که جبرئیلA بر آن حضرت6 نازل شد و پس از تهنیت، این سخن الهی را به اطلاع رسول خدا(ص) رساند: «و قل له: ان علیاً منک بمنزلة هارون من موسی؛ به پیامبر بگو که: همانا مثل علی نسبت به تو مثل هارون نسبت به موسی است...» و سپس اسم آنها را بیان کرد: امام حسن(ع) را با نام پسر هارون [یعنی شبیر] که همان حسن باشد و امام حسین(ع) را به نام پسر دیگر هارون [یعنی شبر] که همان حسین است، نامگذاری فرمود. [21]

4. حدیث خطاب شده به ام المؤمنین ام سلمه

شیخ طوسی (385ـ460ق) از عبدالله بن عباس نقل می کند که رسول خدا(ص) خطاب به ام سلمه چنین فرمود: «یا ام سلمة! علی منی و انا من علی لحمه لحمی و دمه ]من[ دمی و هو منی بمنزلة هارون من موسی یا ام سلمة! اسمعی و اشهدی هذا علی سید المسلمین؛ [22] ای ام سلمه! علی از من است و من از علی هستم، گوشت او گوشت من، خون او [از] خون من است. مثل او نسبت به من، مثل هارون نسبت به موسی است. ای ام سلمه! بشنو! و شاهد باش که این علی سرور مسلمانان است.»

همان گونه که ملاحظه می کنید، این روایت هیچ ربطی به مسئله جنگ تبوک و جانشینی آن حضرتA در مدینه ندارد.

5. بیان حدیث منزلت در منا

عمادالدین طبری (م553ق) در کتاب خود از عبدالله بن عباس نقل می کند که رسول خدا(ص) در منا در جمع مسلمانان فرمود: «معاشر الناس! هذا علی بن ابی طالب سید العرب و الوصی الاکبر، منزلته منی منزلة هارون من موسی الا انه لانبی بعدی... ؛[23] ای مسلمانان! این علی بن ابیطالب(ع) سرور عرب و جانشین بزرگ تر است. مثل او نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است جز اینکه بعد از من پیامبری نیست.»

6. بیان حدیث منزلت در حجة الوداع (قبل از غدیر خم)

شیخ طوسی(م460ق) در کتاب خود از عمر بن سلمه و سلمة بن سلمه نقل می کند که رسول خدا(ص) در حج [وداع] چنین فرمود: «علی یعسوب المؤمنین و المال یعسوب الظالمین علی اخی و مولی المؤمنین من بعدی و هو منی بمنزلة هارون من موسی الا ان الله تعالی ختم النبوة بی فلا نبی بعدی و هو الخلیفة فی الاهل و المؤمنین بعدی؛[24]علی رهبر و پیشوای مؤمنان است و مال [دنیا] پیشوای ستمکاران است. علی برادر من و مولای مؤمنان بعد از من است. مثل او نسبت به من، مثل هارون نسبت به موسی است. جز اینکه همانا خداوند متعال پیامبری را به وسیله من ختم نموده است و پس از من هیچ پیامبری نیست. او [علی بن ابی طالب] پس از من در مورد خانواده [من] و مؤمنان، جانشین [خلیفه] است.»

7. بیان حدیث منزلت در روز برادری

پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) پس از هجرت به مدینه، بین مهاجرین و انصار عقد اخوت بست و آنها را برادر دینی و شرعی یکدیگر قرار داد. آن حضرت6 بین یکایک مسلمانان عقد اخوت بست، ولی علی بن ابیطالب(ع) را ترک نمود. امام علی(ع) نیز از این مسئله بسیار غمگین شد و گفت: یا رسول الله! مرا با هیچ کس برادر نکردی! رسول خدا(ص) نیز او را با سخنان بی نظیر خود دلداری داد و فرمود: من تو را برای خود نگاه داشته ام. سپس فرمود: «و انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی؛ مثل تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من هیچ پیامبری نیست.» امیرالمؤمنین علی(ع) نیز از این سخنان شاد و خوشحال شد.[25]

8. بیان حدیث منزلت هنگام فتح خیبر

شیخ صدوق(ره) در کتاب خود از جابربن عبدالله نقل می کند هنگامی که امام علی(ع) در [روز] فتح خیبر حضور رسول خدا(ص) رسید، آن حضرت فرمود: «...و لکن حسبک ان تکون منی و انا منک ترثنی و ارثک و انک منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی؛[26] برای تو همین کافی است که تو از من باشی و من از تو باشم، تو از من ارث ببری و من از تو ارث ببرم و همانا مثل تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من هیچ پیامبری نیست.»

همچنین در مورد محل صدور حدیث منزلت، موارد دیگری (مثل روز مباهله و ...) نیز گفته شده است. [27] چنان که ملاحظه می شود، حدیث منزلت از دیدگاه منابع مذهب اهل بیت(ع) تنها مربوط به قضیه جنگ تبوک نبوده، بلکه این حدیث در جاها و موارد دیگری نیز توسط رسول خدا(ص) بیان شده است.

محل صدور حدیث منزلت از دیدگاه منابع اهل سنت

با وجود اینکه دانشمندان اهل سنت حدیث منزلت را معمولاً مرتبط با قضیه جنگ تبوک می دانند، ولی اگر در منابع حدیثی اهل سنت تتبع بیشتری شود، بیان این حدیث در غیر جنگ تبوک برای همگان روشن خواهد شد.اما ابتدا در این مورد ذکر یک روایت مناسب است.

ابن مغازلی (م483ق) در کتاب خود از سعید بن مسیب نقل می کند که سعد ابن ابی وقاص گفت: رسول خدا(ص) در جنگ [تبوک علی(ع) را در مدینه جانشین خود قرار داد و] فرمود: «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی...؛ مثل تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست.»

سعید بن مسیب می گوید: از سعد بن ابی وقاص پرسیدم: «انت سمعت هذا من رسول الله6؛ آیا تو این سخن را از رسول خدا(ص) شنیده ای؟» سعد بن ابی وقاص در جواب گفت: «نعم، لامرة و لامرتین یقول ذلک لعلی(ع)؛[28] آری، نه یک مرتبه و نه دو مرتبه که [پیامبر خدا(ص)] این سخن را به علی(ع) می فرمود.»

از این روایت به خوبی روشن می شود که رسول گرامی اسلام(ص) حدیث منزلت را تنها در یک مورد و آن هم در قضیه جنگ تبوک بیان نکرده، بلکه در موارد مختلف و متعدد آن را فرموده است. البته ممکن است برخی از دانشمندان این حدیث را نپذیرند و مثلاً در اسناد آن ایجاد شک و تردید کنند. اما آنها نباید فراموش کنند که این حدیث در منابع اهل سنت و توسط امثال ابن مغازلی شافعی (م483ق) و دیگران نقل شده است.

از طرف دیگر، اگر به منابع حدیثی اهل سنت توجه بیشتر شود، صحت سخن سعد بن ابی وقاص برای همه آشکار خواهد شد که در اینجا برخی از آن موارد را می آوریم.

1. هنگام عزیمت به جنگ تبوک

با توجه به اینکه در این مورد احادیثی را در فصل اول همین مبحث ذکر کرده ایم، از تکرار آنها در اینجا خودداری می کنیم.[29]

2. حدیث سد الابواب (بستن درها)

در منابع حدیثی و تاریخی آمده است که منازل تعدادی از اصحاب رسول خدا(ص) به جهت مجاورت به مسجد النبی(ص) به داخل آن مسجد شریف درهایی داشت. رسول خدا(ص) یک روز طبق دستور الهی بسته شدن همة درها ـ به جز در خود و در علی بن ابیطالب(ع) ـ را به اطلاع اصحاب خود رساند و غیر از آن دو در، همه درها بسته شد و صاحبان آن خانه ها دیگر از طریق مسجد به خانه های خود ورود و خروج نداشتند.

در همین زمینه شیخ سلیمان قندوزی حنفی (م1294ق) در کتاب خود به نقل از موفق بن احمد خوارزمی و او نیز از جابر بن عبدالله نقل می کند که رسول خدا(ص) [در جریان همین مسئله] خطاب به امام علی(ع) فرمود: «یا علی! انه یحل لک فی المسجد ما یحل لی، و انک منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی؛[30] یا علی! همانا [انجام دادن] هر چیزی که در مسجد برای من حلال است برای تو هم حلال می باشد و همانا مثل تو نسبت به من، مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست.»

3. روز نامگذاری امام حسن و امام حسین(ع)

شیخ سلیمان قندوزی حنفی و دیگر دانشمندان اهل سنت در کتب خود از اسماء نقل می کنند؛ هنگامی که فاطمه(س) امام حسن(ع) و سپس [پس از شش ماه] امام حسین(ع) را به دنیا آورد، رسول خدا(ص) در گوش راست آنها اذان و در گوش چپ آنها اقامه گفت و سپس فرمود: «جاءنی جبرائیل فقال: یا محمد ان ربک یقرئک السلام و یقول لک: ان علیاً منک بمنزلة هارون من موسی... ؛[31] جبرائیل پیش من آمد و گفت: یا محمد! همانا پروردگارت به تو سلام می رساند و می گوید: همانا مثل علی نسبت به تو مثل هارون نسبت به موسی است... .»

طبق این روایت، آن حضرت6 بر اساس دستور الهی، امام حسن را «حسن» [شبر] و اسم امام حسین را «حسین» [شبیر]، نام دو فرزند هارون نهاد.

4. حدیث خطاب شده به ام المؤمنین ام سلمه

موفق بن احمد الخوارزمی الحنفی (م568ق) و دیگر علمای اهل سنت در کتب خود نقل کرده اند که عبدالله بن عباس گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «هذا علی بن ابی طالب لحمه لحمی و دمه دمی و هو منی بمنزلة هارون من موسی غیر انه لا نبی بعدی. یا ام سلمة! اشهدی و اسمعی هذا علی امیرالمؤمنین و سید المسلمین؛[32] گوشت این علی بن ابی طالب گوشت من و خون او خون من است و مثل او نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست. ای ام سلمه! شاهد باش و بشنو که این علی رهبر مؤمنان و سرور مسلمانان است.»

5. بیان حدیث منزلت در حال اتکا به حضرت علی(ع) و دست زدن به شانه آن حضرت

علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی (م975) در کتاب خود از عبدالله بن عباس نقل می کند که عمر بن خطاب گفت: «کنت انا و ابوبکر و ابو عبیدة ابن الجراح و نفر من اصحاب رسول الله6 و النبی(ص) متکی علی علی بن ابی طالب ، حتی ضرب بیده علی منکبه ثم قال: انت یا علی! اول المؤمنین ایماناً و اولهم اسلاماً! ثم قال: انت منی بمنزلة هارون من موسی و کذب علی من زعم انه یحبنی و یبغضک؛[33] من و ابوبکر و ابوعبیدة بن جراح و تعدادی از اصحاب پیامبر خدا(ص) [با هم بودیم] و رسول خدا(ص) به علی بن ابی طالب تکیه نموده بود که با دست خود بر شانه او زد و سپس گفت: یا علی! تو از جهت ایمان و اسلام اولین مؤمنان هستی. سپس گفت: مثل تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است و کسی که گمان می کند مرا دوست دارد، اما تو را دشمن می دارد، به من دروغ بسته است.»

6. بیان حدیث منزلت در روز برادری

چنان که قبلاً اشاره شد، رسول خدا(ص) در بین مسلمانان عقد اخوت بست و آنها را برای یکدیگر برادر دینی و شرعی نمود.

موفق بن احمد الخوارزمی الحنفی (م568ق) و ابن صباغ المالکی (م855ق) در کتب خود نقل کرده اند که رسول خدا(ص) در بین مهاجرین و انصار عقد اخوت خواند، ولی علی بن ابیطالب(ع) را تنها گذاشت و او را با کسی برادر ننمود. امام علی(ع) نیز از این موضوع سخت ناراحت شد و غمگین گشت و رسول خدا(ص) او را دلداری داده و چنین فرمود: «اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی [لیس بعدی نبی].» [34]

و نیز طبق روایت موفق بن احمد الخوارزمی و علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی (م975ق) از زید بن ابی أوفی، رسول خدا(ص) در مسجد خود بین مسلمانان عقد اخوت را اجرا نمود و علی بن ابیطالب(ع) تنها ماند و او را با کسی برادر ننمود. وقتی امام علی(ع) از این موضوع به رسول خدا(ص) شکایت کرد، آن حضرت6 فرمود: «و الذی بعثنی بالحق ما اخرتک الا لنفسی و انت منی بمنزلة هارون من موسی غیر انه لانبی بعدی...؛[35] قسم به خدایی که مرا به حق به پیامبری برگزید، من تو را فقط برای خود نگاه داشتم و مثل تو نسبت به من، مثل هارون نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست.»

همچنین موفق بن احمد الخوارزمی (م568ق) از محدوج بن زید الالهانی نقل می کند که رسول خدا(ص) بین مسلمانان عقد اخوت را خواند و سپس فرمود: «یا علی انت اخی و انت منی بمنزلة هارون من موسی غیر انه لا نبی بعدی.»[36]

7. بیان حدیث منزلت در روز فتح خیبر

موفق بن احمد الخوارزمی (م568ق) در کتاب خود روایت می کند هنگامی که علی بن ابیطالب(ع) جهت فتح خیبر حضور رسول خدا(ص) رسید، رسول خدا(ص) به او فرمود: اگر سخن نصاری درباره عیسی در مورد تو گفته نمی شد، در شأن تو سخنی را می گفتم که مردم از خاک زیر پای تو بر می گرفتند و از آن استشفا می کردند... سپس فرمود: «ولکن حسبک ان تکون منی و انا منک ترثنی و أرثک و انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبی بعدی... ؛[37] لیکن درباره تو همین بس که تو از من هستی و من از تو هستم. تو از من ارث می بری و من از تو ارث می برم، و مثل تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی است، جز اینکه پس از من هیچ پیامبری نیست.»

8. بیان حدیث منزلت در جمع اصحابی که در مسجد خوابیده بودند

موفق بن احمد الخوارزمی (م568ق) در کتاب خود از جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند که ما [جمعی از اصحاب] در مسجد خوابیده بودیم ]و علی بن ابی طالب نیز همراه ما بود[. در این هنگام رسول خدا(ص) آمد... و فرمود: «تعال یا علی! انه یحل لک فی المسجد ما یحل لی الا ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون من موسی الا النبوة؛[38] یا علی! برخیز که همانا هر چیزی که انجام آن در مسجد برای من حلال است، برای تو نیز حلال می باشد، آیا خشنود نیستی که مثل تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی باشد مگر پیامبری؟»

گفتنی است که منابع اهل سنت درباره بیان حدیث منزلت در موارد دیگر، چند مورد دیگر (مانند بیان آن در روز جنگ بدر و ...) نیز ذکر کرده اند.[39]

منظور از تشبیه حضرت علی(ع) به هارون(ع) چیست؟

پس از توضیحات و بیان مطالب مربوط به حدیث منزلت، اکنون در این بخش منظور از تشبیه علی بن ابیطالب(ع) به هارون(ع) را بررسی خواهیم کرد. ابتدا جهت روشن شدن این مطلب به آیات نورانی قرآن کریم مراجعه و نسبت هارون(ع) به موسی را روشن می کنیم. او از پیامبران الهی است که به سوی قوم بنی اسرائیل و جهت مبارزه با طاغوت زمان، فرعون و اطرافیان او فرستاده شد.[40]

اما در مورد مهم ترین ویژگیهای هارون(ع) و نسبت او به موسی(ع) ذکر چند آیه ذیل مناسب است:

1. حضرت موسی(ع) وقتی مأمور به رفتن به پیش طاغوت زمان (یعنی فرعون) شد، به درگاه خداوند متعال چنین عرض کرد: «... و اجعل لی وزیراً من أهلی هارون اخی اشدد به ازری و اشرکه فی امری؛[41] [پروردگارا] وزیری از خاندانم برای من قرار ده، برادرم هارون را، با او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک ساز.»

2. خداوند متعال در جایی دیگر در این مورد می فرماید: «ولقد آتینا موسی الکتاب وجعلنا معه أخاه هارون وزیرا؛[42]و ما به موسی کتاب [آسمانی] دادیم؛ و برادرش هارون را وزیر [یاور] او قرار دادیم.»

3. همچنین خداوند متعال درباره حضرت موسی و هارون(ع) چنین می فرماید: «و واعدنا موسی ثلاثین لیلة وأتممناها بعشر فتمّ میقات ربّه أربعین لیلة وقال موسی لأخیه هارون اخلفنی فی قومی وأصلح ولا تتّبع سبیل المفسدین؛[43]و ما با موسی سی شب وعده گذاشتیم، سپس آن را با ده شب [دیگر] تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب میعاد پروردگارش [با او] چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون گفت: جانشین من در میان قومم باش و [آنها را] تا اصلاح کن و از روش مفسدان پیروی نکن! »

همان گونه که از آیات ذکر شده به دست می آید، هارون(ع) نسبت به حضرت موسی(ع) دارای مقام وزارت و جانشینی بوده است. ولی واژه «وزارت» نیاز به توضیح بیشتر دارد که در اینجا آن را به طور فشرده بیان می کنیم:

راغب اصفهانی (م425ق) واژه «وَزَر» را به معنای ملجأ (و محل برگشت) و واژه «وِزر» را به معنای ثقل و سنگین معرفی نموده است. همچنین «وزارت» را به معنای تحمل کننده سنگینی امیر خود و شغل می گیرد.[44] خلیل بن احمد فراهیدی (م175ق) وزیر و وزارت را به معنای تحمل سنگینی پادشاه و کمک کردن به او به واسطه رأی و نظر دانسته است.[45] همچنین شیخ علی بن محمد مشهور به ابن صباغ مالکی (م855ق) در این زمینه می گوید: کلمه وزیر مشتق از یکی از معانی ذیل است:

1. از مادّه «و زر» و به معنای سنگینی است. بنابراین، منظور از واژه وزیر، کسی است که سنگینی را از شخصی بر می دارد و کار را بر وی سبک می کند.

2. از مادّه «وَزَر» و به معنای مرجع و ملجأ (جایگاه برگشت) است. بنابراین، منظور از آن کسی است که دیگری به رأی و نظر و معرفت او رجوع می کند و از او کمک می گیرد.

3. از مادّه «اَزر» و به معنای پشت است که بدن به وسیله آن قوی و محکم می شود. [46]

به هر حال، کلمه وزیر بر شخصی اطلاق می شود که دیگری [پادشاه، رهبر و ...] در اداره امور بر او تکیه می کند و از او کمک می گیرد و در صورت نبود او، وزیر اداره امور را به دست می گیرد و جانشین او محسوب می شود. بنابراین، منظور از تشبیه امام علی بن ابیطالب(ع) به هارون(ع) نیز به خوبی روشن می شود و آن معرفی امام علی(ع) به عنوان جانشین و رهبر امت اسلامی پس از رسول خدا(ص) است.

نکته قابل توجه اینکه برخی از دانشمندان بیان و صدور حدیث منزلت را صرفاً به قضیه جنگ تبوک منحصر می کنند و نتیجه می گیرند که رسول خدا(ص) همانند حضرت موسی(ع) برای خود جانشین قرار داده است و این به هیچ وجه رهبری امام علی(ع) را نمی رساند. از طرف دیگر، رسول خدا(ص) در سفرهای خود به خارج از مدینه افراد دیگری را نیز به عنوان جانشین خود در مدینه مشخص کرده اند، در حالی که هیچ کس رهبری آنها را ادعا نکرده است.

استاد فقه و اصول در دانشکده شریعت کشور قطر، دکتر علی احمد السالوس در این مورد می گوید:

حدیث [مربوط به قضیه تبوک و حدیث منزلت] توسط بخاری، مسلم و دیگران نقل شده است و بدون شک این حدیث دلالت بر فضل امام [علی] ـ کرم الله ـ وجهه می کند. اما پیامبر اکرم(ص) دیگران [هنگام جنگ بنی النضیر، ابن ام مکتوم و در جنگ خندق نیز ابن ام مکتوم، در جنگ ذات الرقاع، عثمان بن عفان و در جنگ بدر، ابولبابه بن عبدالمنذر] را در مدینه به عنوان جانشین خود قرار داده است. بنابراین، جانشین قرار دادن، مخصوص [امام علی(ع)] نبوده است و این جانشینی به معنای خلافت و رهبری [امام علی(ع)] برای امت اسلامی پس از وفات پیامبر اسلام(ص) نیست.[47]

جناب السالوس در ادامه سخنان خود می گوید: «[اصلاً] هارون(ع) بعد از موسی(ع) به رهبری قوم اسرائیل نرسید، بلکه پس از حضرت موسی(ع) یوشع بن نون خلافت و رهبری بنی اسرائیل را عهده دار شده است.»[48]

اما در پاسخ به این سخن سست تر از خانه عنکبوت، ذکر نکات زیر ضروری است:

1. ارائه این استدلال قانع کننده نیست؛ چون همان گونه که در فصل گذشته گفته شد، حدیث منزلت علاوه بر قضیه جنگ تبوک در موارد و فرصتهای دیگر نیز توسط رسول خدا(ص) بیان شده است و این موارد شامل بیش از ده مورد می شود که روایات مربوط را در فصل دوم ملاحظه نمودید.

2. رسول خدا(ص) در جنگهای مختلف افراد مختلفی را در شهر مدینه قرار داده است که در این مورد می توان از جانشینی ابن ام مکتوم در جنگهای بنی نضیر و خندق و جانشینی عثمان بن عفان در جنگ ذات الرقاع و نیز از جانشینی ابولبابه بن عبدالمنذر در جنگ بدر نام برد. اما مسئله جالب اینکه رسول گرامی اسلام(ص) به هیچ کدام از افراد مذکور و نیز به استثنای علی بن ابیطالب(ع) به هیچ یک از اصحاب خود، چنین سخنی را نگفته و نسبت هیچ کسی را به خود، مانند نسبت هارون(ع) به حضرت موسی(ع) بیان نکرده است. بنابراین، حدیث منزلت بر خلاف گفته جناب سالوس تنها بر فضل امام علی(ع) دلالت ندارد، بلکه به حتم بر ولایت و خلافت آن حضرتA دلالت می کند.

3. دکتر سالوس می گوید که اصلاً هارون(ع) پس از حضرت موسی(ع) به مقام رهبری بنی اسرائیل نرسیده است. وی با این سخن قصد دارد که خلافت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) پس از وفات رسول خدا(ص) را مورد تشکیک قرار دهد و بدین وسیله ولایت بلافصل آن حضرتA را که از حدیث منزلت به خوبی به دست می آید، انکار نماید. اما غافل از اینکه ما هیچ گاه ادعا نکردیم منظور از حدیث منزلت، تشبیه کلی حضرت علی(ع) در همه زمینه ها به هارون(ع) است!

قرآن کریم می فرماید:

«قال ربّ إنّی قتلت منهم نفسا فأخاف أن یقتلون وأخی هارون هو أفصح منّی لسانا فأرسله معی ردءا یصدّقنی... ؛[49] [هنگامی که موسی(ع) مأمور به مبارزه با فرعون شد] گفت: پروردگارا! من یک تن از آنان را کشته ام، می ترسم مرا به قتل برسانند و برادرم هارون زبانش از من فصیح تر است، او را همراه من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق کند.»

با توجه به این آیات، هیچ کس ادعا نکرده است که طبق حدیث منزلت، حضرت رسول خدا(ص) مثل حضرت موسی(ع) به جهت کشتن یک نفر از طرف مقابل از قبیله قریش ترس و واهمه داشته و نیز حضرت رسول خدا(ص) دارای زبان فصیح نبوده است!!! چون رسول خدا(ص) افصح عرب بوده و در این مورد کسی جرأت رقابت با آن حضرت6 را نداشته است. سخن جناب سالوس در مورد پیامبر بعد از حضرت موسی(ع) نیز از همین قبیل است و در واقع نوعی مغالطه کاری به حساب می آید.

همان گونه که در ابتدای این فصل بیان شد، مهم ترین نسبت هارون(ع) به موسی(ع)، وزارت، برادری و بالاخره جانشینی او بوده است که در این مورد آیات نورانی قرآن کریم بسیار واضح و روشن است و نیازی به تفسیر و توضیح مفصّل آیات مذکور نیست.

حدیث منزلت نیز بیانگر همین نسبتها برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) است و اعمال هر گونه رأی و دیدگاه شخصی و گروهی و نیز بیان یک نظریه مغالطه آمیز در این مورد، در نزد خداوند متعال قابل بخشش نبوده و دارای عقاب بزرگی است.

خلاصه سخن اینکه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) طبق حدیث منزلت و نیز بر اساس سایر ادله و براهین قطعی قرآنی، روایی و تاریخی، جانشین بلافصل رسول گرامی اسلام(ص) و رهبر امت اسلامی پس از وفات آن حضرت6 به حساب می آید.

  نتیجه بحث و حقایق نهفته در حدیث منزلت

پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) طبق دستور الهی و بر اساس حکمت و مصلحت سخن می گفت، از این رو کلمات و سخنان آن حضرت دارای حقایق و دقایقی است و بدون شک حدیث منزلت از این سخن و ویژگی مستثنا نیست. ما با توجه به مطلب فوق، به طور اجمالی برخی از حقایق نهفته در حدیث منزلت را به عنوان نتیجه کلی از مباحث مطرح شده در اینجا بیان می کنیم و به سخن خود در این موضوع پایان می دهیم:

1. مقام و منزلت امام علی بن ابیطالب(ع)

همان گونه که طبق آیات نورانی قرآن کریم، هارون(ع) وزیر، شریک، پشت و جانشین[50] حضرت موسی(ع) بود، امام علی بن ابیطالب(ع) نیز طبق ادله و شواهد متعدد و به ویژه بر اساس حدیث منزلت، وزیر، شریک، پشت و جانشین رسول گرامی اسلام(ص) بوده است.

2. توضیحی در باره منزلت امام علی بن ابیطالب(ع)

هارون(ع) از نظر معنوی و الهی دارای مقامات بزرگ و به ویژه مقام نبوت بوده، ولی در عین حال برتر از حضرت موسی(ع) نبوده، بلکه با تبعیت از حضرت موسی(ع)، در عمل تابع شریعت موسوی بوده است. امام علی بن ابیطالب(ع) نیز طبق ادله و شواهد مختلف و اعتراف دانشمندان مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت، دارای مقامات بزرگ (علمی، معنوی، الهی و...) بوده است. ولی در عین حال از پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) برتر نبوده، بلکه خود را کمتر از حضرت محمد بن عبدالله6 معرفی فرموده است. همان طوری که می فرماید: «وانا من رسول الله کالضوء من الضوء والذراع من العضد؛ من از رسول خدا مانند نور از نور هستم و مانند ساق از بازو می باشم.»[51]

از طرف دیگر، بر اساس قسمت آخر حدیث منزلت، رسول خدا(ص) ختم نبوت و پیامبری است. بنابراین، پیامبری هارون(ع) در مورد امام علی بن ابیطالب(ع) صدق نمی کند.

3. منظور از برادری امام علی بن ابیطالب(ع)

همان گونه که طبق آیات نورانی قرآن کریم هارون(ع) برادر حضرت موسی(ع) است،[52] امام علی بن ابیطالب(ع) نیز برادر رسول خدا(ص) محسوب می شود. البته منظور از برادری حضرت علی(ع) با رسول خدا(ص)، برادری خونی نیست، چون همه می دانیم که آن حضرتA با رسول خدا(ص) برادر این چنینی نبوده اند. البته حضرت علی(ع) پسر عموی رسول خدا(ص) بوده اند و در این مورد هیچ شکی وجود ندارد.

اما منظور از برادری بین رسول خدا(ص) و حضرت علی(ع)، برادری معنوی و دینی است. چنان که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) در حدیثی می فرماید:

«انا عبدالله و اخو رسوله و انا الصدیق الاکبر لا یقولها بعدی الا کذاب [مفتری] و لقد صلیت قبل الناس بسبع سنین؛[53] من بنده خداوند و برادر پیامبر او هستم و من صدیق اکبر هستم که پس از من این سخن را جز کذاب [دروغگو] [و افتراگر] نمی گوید و همانا من در هفت سالگی قبل از مردم نماز خوانده ام.»

4. امیرالمؤمنین امام علی بن ابیطالب(ع) جانشین واقعی رسول خدا(ص)

طبق آیه شریفه 142 سوره مبارکه اعراف، هارون(ع) در غیاب حضرت موسی(ع) وظیفه انجام اصلاحات الهی را بر عهده داشت. حضرت علی(ع) نیز پس از رسول خدا(ص) وظیفه انجام اصلاحات الهی در بین امت اسلامی را بر عهده داشتند، ولی متأسفانه به جهت سهل انگاری امت اسلامی، انجام چنین وظیفه سنگین و بزرگ، دهها سال به تأخیر افتاد و پس از به خلافت رسیدن امام علی(ع)، جنگها، اختلافات و عناد ورزیها و هوا پرستیهای داخلی، مانع از انجام حقیقی این وظیفه بزرگ الهی شد.

5. ختم نبوت توسط رسول خدا(ص)

طبق قسمت اخیر حدیث منزلت، نبوت و پیامبری با حضرت محمد6 به پایان رسیده و پس از آن حضرت6 هیچ پیامبری نخواهد آمد. در واقع پیامبر گرامی اسلام(ص) با بیان قسمت اخیر حدیث منزلت که می فرماید: «الا انه لانبی بعدی؛ یعنی جز اینکه پس از من هیچ پیامبری نخواهد آمد»، باب سوء استفاده افراد گمراه و غالی از حدیث منزلت را به کلی بسته است. چون همان گونه که می دانید، هارون(ع) با وجود وزیر و پشت و جانشین بودن برای حضرت موسی(ع)، خود پیامبر الهی نیز بوده است. همین مطلب ممکن بود مورد سوء استفاده گروهی از منحرفان باشد، ولی با درایت رسول اکرم(ص) چنین شبهه ای به کلی از بین رفته است.

 

منبع : سایت حوزه

پی نوشتها:

* تاریخ دریافت: 10/08/86 تاریخ تأیید:11/10/86

** دانش پژوه دوره دکتری تفسیر تطبیقی، مدرسه عالی امام خمینی(ره) قم.

1. ابوالنضر محمد بن مسعود بن عیاش السلمی السمرقندی (م320ق)، تفسیر العیاشی، تصحیح و تعلیق: السیدهاشم الرسولی المحلاتی، المکتبة العلمیة الاسلامیة، تهران، 1380، ج1، ص332 و 153.

2. شیخ صدوق، الامالی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ پنجم، 1990، مجلس 63، حدیث10، ص332.

3. شیخ طوسی، الامالی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة مؤسسة البعثة، دارالثقافة، قم، چاپ اول، 1414ق، مجلس 9، حدیث45، ص253.

4. همان، ص333، مجلس12، حدیث 7.

5. تفسیر القمی، مؤسسه دارالکتاب، ج2، ص109، قم، 1404ق؛ محمدباقر المجلسی(م1111ق)، بحارالانوار، مؤسسةالوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1983، ج38، ص334، حدیث7.

6. السیدهاشم البحرانی(م1109ق)، غایة المرام، تحقیق سیدعلی عاشور، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، چاپ اول، 2001، ج2، ص84، حدیث21. گفتنی است که سیدهاشم بحرانی در این کتاب، حدیث شریف منزلت را صد مورد از منابع اهل سنت و هفتاد مورد از منابع شیعه نقل کرده و سپس متواتر بودن آن را بیان نموده است. ن.ک: غایة المرام، ج2، ص23ـ143.

7. محمدبن اسماعیل البخاری (194ـ256ق)، صحیح البخاری، تحقیق: محمدمحمود محمد، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 2001، کتاب فضائل أصحاب النبی، باب9، ص676 ـ677، حدیث3706.

8. صحیح البخاری، کتاب المغازی، باب80، ص794، حدیث4416.

9. مسلم بن الحجاج النیشابوری (206ـ261ق)، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 2000، کتاب فضائل الصحابة، باب4، ص1042، حدیث31. گفتنی است که مسلم نیشابوری این حدیث را در این باب با چهار طریق نقل کرده است.

10. الحافظ ابوعبدالله محمد بن یزید القزوینی (207ـ275ق)، سنن ابن ماجة، تحقیق: صدقی جمیل العطار، بیروت، دارالفکر، 1995، (باب فضائل اصحاب رسول الله6)، ج1، ص54، حدیث115.

11. ابوعیسی محمد بن عیسی بن سوره (209ـ297ق)، الجامع الصحیح، سنن الترمذی، (کتاب المناقب، باب21)، تحقیق: ابراهیم عطوه عوض محمد فوائد عبدالباقی و احمد محمد شاکر دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا، ج5، ص641، حدیث3731.

12. الحافظ ابوبکر عمرو بن ابی عاصم الضحاک بن مخلد الشیبانی (م287ق)، تحقیق: محمد ناصرالدین الالبانی، المکتب الاسلامی، بیروت، چاپ سوم، 1993، کتاب السنة، ص 588، حدیث1349.

13. کتاب السنة، ص588، حدیث1346. گفتنی است که عمرو بن ابی عاصم در این کتاب، حدیث شریف منزلت را با طرق مختلف و عبارات متعدد نقل کرده است. ر.ک: ص586ـ588، احادیث1331ـ1350.

14. الحافظ ابو عبدالرحمن احمد بن شعیب النسائی (215ـ303ق)، خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالبA، تحقیق: محمد الکاظم المحمودی، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، قم، چاپ اول، 1419ق، ص53، حدیث24؛ ن.ک: ص34ـ35، حدیث11ـ12، ص76ـ95، احادیث44ـ63 و ص171ـ172، حدیث126.

15. الحافظ ابوعبدالله الحاکم النیشابوری (م405ق)، المستدرک علی الصحیحین، (کتاب معرفة الصحابة، مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع))، دارالمعرفة، بیروت، چاپ اول،1986،ج3، ص109.

16. المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص109.

17. ن.ک: عبدالحسین شرف الدین (م1377ق)، المراجعات، (الهوامش التحقیقیة)، تحقیق: الشیخ حسین الراضی، المجمع العالمی لاهل البیت(ع)، چاپ دوم، قم، 1416ق، ص373ـ375.

18. ن.ک: المراجعات، الهوامش التحقیة (شیخ حسین الراضی)، ص373.

19. گفتنی است دژ بلند و استواری که در کنار چشمه آبی ساخته شده بود و در کنار نوار مرزی کشور سوریه قرار داشت، تبوک نامیده می شد. سوریه در آن زمان از مستعمرات روم شرقی بود و اهالی آن نیز همگی مسیحی بودند. (ر.ک: لغت نامه دهخدا، ج14، ص329، انتشارات مجلس شورا ملی، تهران، 1335ش)

20. شیخ طوسی، الامالی، ص261، حدیث13، مجلس10، غایة المرام، ج2، ص84، حدیث21.

21. شیخ صدوق، علل الشرایع، مقدمه: سیدمحمدصادق بحرالعلوم، منشورات المکتبة الحیدریة، نجف، 1966، باب116، ص137ـ138، حدیث5.

22. شیخ طوسی، الامالی، ص50، مجلس2، حدیث34؛ بحارالانوار، ج37، ص254ـ 255، حدیث3. گفتنی است که کلمه داخل پرانتز (من) فقط در بحارالانوار آمده است. و همچنین ن.ک: بحارالانوار، ج37، ص257، حدیث14.

23. بشارة المصطفی6، ص147، عمادالدین طبری، کتابخانه حیدریه، نجف، 1383ق.

24. الآمالی، شیخ طوسی، ص530ـ531، ح1147، دارالثقافه، قم، 1414ق.

25. همان، ج38، ص334، حدیث7 و نیز ن.ک: همان، ج38، ص336، حدیث11 و ج38، ص342، حدیث18.

26. شیخ صدوق، الامالی ، ص 86، مجلس21، حدیث1.

27. جهت اطلاع بیشتر ن.ک: شیخ حسین الراضی، المراجعات، الهوامش التحقیقیة، ص375.

28. الحافظ ابوالحسن علی بن محمد الواسطی الشافعی (مشهور بن ابن مغازلی) (م483ق)، مناقب علی بن ابیطالب(ع)، تحقیق: محمدباقر البهبودی، المکتبة الاسلامیة، تهران، 1394ق، ص32ـ33، حدیث49.

29. صحیح البخاری، ص749، حدیث4416؛ صحیح مسلم، ص1042؛ خصائص امیرالمومنین(ع)، ص53، حدیث2404؛ المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص109.

30. الشیخ سلیمان القندوزی الحنفی، م294ق، ینابیع المودة، ج1، باب6، ص60 و ج1، باب17، ص101 و نیز ن.ک به: ابن عساکر الشافعی، تاریخ دمشق، تصحیح و تعلیق اعلاء الدین الاعلمی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، 1997، ج1، ص329 ـ330.

31. ینابیع المودة، ج2، باب56، ص261. (شیخ قندوزی در پایان این روایت می گوید: این روایت را امام علی بن موسی الرضا(ع) نقل کرده است.)

32. الموفق بن احمد بن محمد المکی الخوارزمی (م568ق)، المناقب، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ چهارم، 1421ق، ص142، حدیث163؛ ینابیع المودة، ج1، باب7، ص65؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ج9، ص111؛ الگنجی الشافعی، کفایة الطالب، ص168. (لازم به ذکر است که شیخ قندوزی این روایت را از زوائد المسند آورده است.)

33. کنز العمال، ج13، ص122ـ123، حدیث36392؛ المناقب، ص54ـ55، حدیث19 (با کمی تفاوت)؛ تاریخ دمشق، ج1، ص321، حدیث401. (قابل ذکر است که طبق تصریح جناب هندی، این روایت را حاکم در کتاب الکنی، شیرازی در کتاب الالقاب و نیز ابن النجار آورده اند.)

34. المناقب، ص39، حدیث7؛ الفصول المهمة، فصل1، ص38ـ39. گفتنی است که جمله داخل پرانتز (لیس بعدی نبی) مربوط به نقل خوارزمی است. لازم به ذکر است که ابن صباغ این روایت را از کتاب مناقب ضیاء الدین خوارزمی نقل نموده است.

35. المناقب، ص152، حدیث178؛ کنزالعمال، ج13، ص105ـ106، حدیث364345؛ ینابیع المودة، ج1، باب7، ص67 (با کمی تفاوت). لازم به ذکر است که شیخ قندوزی این روایت را از مسند احمدبن حنبل نقل و جناب هندی آن را از مسند زیدبن ابی اوفی روایت نموده است.

36. المناقب، ص140، حدیث159.

37. همان، ص158، حدیث188؛ مجمع الزوائد ج9، ص131؛ کفایة الطالب، ص264.

38. المناقب، ص109،حدیث116؛ کفایة الطالب، ص284.

39. ن.ک: المراجعات، الهوامش التحقیقیة، ص276ـ277.

40. ن.ک به: مؤمنون: 45ـ48؛ مریم: 51 ـ53؛ یونس: 75.

41. طه: 29ـ32.

42. فرقان: 35.

43. اعراف: 142.

44. مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ص867ـ868، دارالقلم، دمشق، چاپ اول، 1996م.

45. کتاب العین، فراهیدی، ج3، ص1946، انتشارات اسوه، قم، چاپ اول، 1414ق.

46. علی بن محمد ابن احمد المالکی مشهور به ابن الصباغ (م855ق)، الفصول المهمه، انتشارات اعلمی، تهران، چاپ اول، 1375، ص44.

47. دکتر علی احمد السالوس (استاذ الفقه و الاصول بکلیة الشریعة جامعة قطر)، عقیدة الامامة عند الشیعة الاثنی عشریة، دار الاعتصام، قاهره، چاپ اول، 1987، ص152.

48. همان، ص 153.

49. قصص: 33ـ34.

50. ن.ک: طه: 29ـ32 .

51. نهج البلاغه، نامه 45.

52. ن.ک: اعراف: 142.

53. سنن ابن ماجة، ج1، ص56ـ55، حدیث 120؛ خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، ص29، حدیث7؛ عمرو بن ابی عاصم، کتاب السنة، ص583، حدیث1324.

 
نویسنده:سجاد سحرخوان در تاریخ:دوشنبه 13 مهر 1394      نظرات


صفحات وب

موضوعات

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

   

چت باکس

لینکستان

آمار وبلاگ
تعداد بازدید امروز:9
تعداد بازیدید دیروز:9
تعداد بازدید ماهانه:195
تعداد بازید سالانه:195
تعداد کل بازید ها تا امروز:15,521

وبلاگ نویسی
 



 
آمار گیر وبلاگ
   

[Link_Title]                 

:لینک دوستان

Designig & Coding : Sajjad Saharkhan