close
تبلیغات در اینترنت
پیامبر و قوموا عنّی + سند
لوگوی وبلاگ

آرشیو ماهانه

نظرسنجی
مهم ترین عامل شکستن بیعت مردم بعد از غدیر چه بوده؟




مهم ترین عامل فاجعه بزرگ منا چیست؟




     
تولیدات وبلاگ
 

 
روز شمار غدیر
 
 

منوی وبلاگ

 

 

 

پیامبر و قوموا عنّی + سند

 

 
 
 
شبهه: درهنگام رحلت پیامبر آنگاه که قلم وکاغذ خواستند تا وصیت خود را بنویسند وعدهای گفتند پیامبر بیمار است وهذیان می گوید قران برای ما کافی است پیامبر ازلفظ «قوموا عنّی» استفاده کردند که خلاف عادت و اخلاق آن حضرت صلی الله علیه وسلم می باشد، کسی که رحمت للعالمین است و خداوند در وصف وی می فرماید: « وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» ﴿آل عمران: ١٥٩﴾ چگونه اصحابش را از محفل خارج می کند؟

پاسخ :

  پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هرگز برای مطامع و منافع شخصی بی اهمیت عصبانی نمی شوند و خشم و غضب و سرور و فرح ایشان همواره برای رضای خداوند متعال است – و برای همین است که اطاعت از ایشان در همه حالات واجب شده است
يكي از روایات بخاری درباره این شبهه: برای اسناد بیشتر لطفا به این مقاله رجوع کنید: حدیث قرطاس در صحیحین + سند

5669 - حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى، حَدَّثَنَا هِشَامٌ، عَنْ مَعْمَرٍ، وحَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي البَيْتِ رِجَالٌ، فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الخَطَّابِ، قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ» فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ، وَعِنْدَكُمُ القُرْآنُ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ. فَاخْتَلَفَ أَهْلُ البَيْتِ فَاخْتَصَمُوا، مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «قُومُوا» قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: فَكَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ، يَقُولُ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذَلِكَ الكِتَابَ، مِنَ اخْتِلاَفِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»

صحیح بخاری ج7 ص120 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.

« هنگامى که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در آستانه رحلت از دنیا، قرار گرفت و اطراف حضرت گروهی از جمله عمر بن خطاب در خانه آن حضرت حاضر شده بودند ، فرمود: قلم و کاغذى بیاورید تا چیزی براى شما بنویسم که به برکت آن، هرگز گمراه نشوید. عمر گفت: بیمارى بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) غلبه کرده (و العیاذ باللّه هذیان مى گوید) و ما قرآن را داریم و براى ما کافى است. در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضى مى گفتند: بیاورید تا حضرت بنویسد و هرگز گمراه نشوید. و بعضى سخن عمر را مى گفتند، هنگامى که سر و صدا و غوغا در حضور آن حضرت و اختلاف زیاد شد، فرمودند : برخیزید و از نزد من بروید. عبیدالله گفت : ابن عباس بعد از این قضیه بارها می گفت: مصیبت و تمام مصیبت این است که نگذاشتند پیامبر چیزی را که می خواست برای آنها بنویسد تا اختلاف نکنند و گمراه نشوند...."

حدیث قرطاس

خود اهل تسنن از عایشه نقل می کنند :

قَالَت عَائِشَة: مَا غضب رَسُول الله، صلى الله عَلَيْهِ وَسلم غَضبا ينْتَقم من أحد لنَفسِهِ قطّ إلاَّ أَن يكون شَيْئا هُوَ لله، فيغضب لله وينتقم

عایشه می گوید : هرگز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای خودش عصبانی نشد تا از کسی انتقام بگیرد ، مگر این که چیزی برای خداوند باشد که در آن صورت برای خدا خشمگین می شد و انتقام می گرفت .

عمدة القاري شرح صحيح البخاري ، ج 15 ص 98 ، اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت، الجواهر الحسان في تفسير القرآن ، ج 10 ص 339 ، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبي الوفاة: 875 ، دار النشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت.
خشم پیامبر

پس با قبول این اصل که همه حالات و افعال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای خداوند متعال می باشد ، باید همه امور دیگر را با این اصل سنجید . یعنی وقتی از ایشان سخنی در رد کسی وارد می شود ، اشکال به پیامبر نیست بلکه باید دید که عملکرد غلط چه بوده و از چه کسی صادر شده که پیامبر رحمت چنین واکنشی نشان می دهند .

لفظ " قوموا عنی " زمانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله صادر شد که گروهی از صحابه به رهبری عمر بن خطاب ، از انجام دستور ایشان سر باز زدند بلکه ایشان را به هذیان گویی متهم کردند و باعث ایجاد سر و صدا و هیاهو در نزد نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله شدند و حرمت ایشان را شکستند ، و مانع از نوشته شدن وصیتی شدند که سبب سعادت امت اسلامی می شد .

جسارت آن قوم سرکش – به رهبری عمر بن خطاب – که منتهی به گمراهی امت گردید ، سبب غضب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شد .

اهمیت آن مطلبی که قرار بود بیان شود در روایات اهل تسنن به الفاظ مختلف بیان شده است .

2676 - حَدَّثَنَا حَسَنٌ، حَدَّثَنَا شَيْبَانُ، عَنْ لَيْثٍ، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، أَنَّهُ قَالَ: لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: " ائْتُونِي بِكَتِفٍ أَكْتُبْ لَكُمْ فِيهِ كِتَابًا، لَا يَخْتَلِفُ مِنْكُمْ رَجُلانِ بَعْدِي " قَالَ: " فَأَقْبَلَ الْقَوْمُ فِي لَغَطِهِمْ، فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: وَيْحَكُمْ، عَهْدُ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ "

برای من کتفی بیاورید تا کتابی بنویسم که بعد از من هیچ دو نفری از شما با یکدیگر اختلاف نکنند .

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج 1 ص 293 رقم 2676 ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر
حدیث قرطاس

3336 - حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، حَدَّثَنَا مَالِكُ بْنُ مِغْوَلٍ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ مُصَرِّفٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: يَوْمُ الْخَمِيسِ، وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ثُمَّ نَظَرْتُ إِلَى دُمُوعِهِ عَلَى خَدَّيْهِ تَحْدُرُ كَأَنَّهَا نِظَامُ اللُّؤْلُؤِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " ائْتُونِي بِاللَّوْحِ، وَالدَّوَاةِ - أَوِ الْكَتِفِ - أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا " فَقَالُوا: رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَهْجُرُ!

برای شما کتابی بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نشوید .

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج 1 ص 336 رقم 3111 ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر
حدیث قرطاس

1141 حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، ثنا أَبُو عَاصِمٌ النَّبِيلُ، ثنا مَالِكُ بْنُ مِغْوَلٍ، عَنْ طَلْحَةُ بْنُ مُصَرِّفٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: «يَوْمَ الْخَمِيسِ، وَمَا يَوْمَ الْخَمِيسِ؟ اشْتَدَّ فِيهِ وَجَعُ رَسُولِ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» . وَبَكَى ابْنُ عَبَّاسٍ طَوِيلا. ثُمَّ قَالَ: «فَلَمَّا اشْتَدَّ وَجَعُهُ، [قَالَ: ائْتُونِي بِالدَّوَاةِ وَالْكَتِفِ أَكْتُبُ لَكُمْ كِتَابًا لا تَضِلُّونَ مَعَهُ بَعْدِي أَبَدًا. فَقَالُوا: أَتُرَاهُ يَهْجُرُ. وَتَكَلَّمُوا، وَلَغَطُوا. فَغَمَّ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَضْجَرَهُ. وَقَالَ: إِلَيْكُمْ عَنِّي. وَلَمْ يَكْتُبْ شَيْئًا] » .

کتف و دواتی برای من بیاورید تا کتابی برایتان بنویسم که بواسطه آن هرگز بعد از من گمراه نشوید .

أنساب الأشراف ، ج 1 ص562 المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُري (المتوفى: 279هـ)، تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلي، الناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13.
حدیث قرطاس

10961 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ مَالِكٍ الضَّبِّيُّ الْأَصْبَهَانِيُّ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ أَبِي رِزْمَةَ، ثنا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ شَقِيقٍ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ، عَنْ لَيْثٍ، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: دَعَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِكَتِفٍ فَقَالَ: «ائْتُونِي بِكَتِفٍ أَكْتُبُ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَخْتَلِفُوا بَعْدِي أَبَدًا» وَأَخَذَ مَنْ عِنْدَهُ مِنَ النَّاسِ فِي لَغَطٍ، فَقَالَتِ امْرَأَةٌ مِمَّنْ حَضَرَ: وَيْحَكُمْ عَهِدَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَيْكُمْ، فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ: اسْكُتِي، فَإِنَّهُ لَا عَقْلَ لَكِ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَنْتُمْ لَا أَحْلَامَ لَكُمْ»

برای من کتفی بیاورید تا کتابی برایتان بنویسم که بعد از من هرگز اختلاف نکنید .

المعجم الكبير ، ج 11 ص 36 ، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360 ، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي
حدیث قرطاس

این عبارات نشان از اوج اهمیت مطلبی دارد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می خواستند بیان کنند .

این مطلب آنچنان مهم بوده است که یکی از راویان این حدیث یعنی عبدالله بن عباس ، از رفتار مخالفین سخن پیامبر بسیار ناراحت شده تا جایی که اشک ها می ریزد و چنین بیان می کند :

لا ینبغی عند نبی تنازع .... إِن الرزيئة كل الرزيئة مَا حالَ بينَ رسول الله صلى الله عليه وسلم وبين أن يكتبَ لهم ذلك الكتاب لاختلافهم ولغطهم

شایسته نیست در نزد پیامبر تنازع شود ... به درستی که مصیبت ، همه مصیبت ، آن است که بخاطر اختلاف آنها و سر و صدای آنها ، بین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اینکه آن کتاب را برای ایشان بنویسند ، حائل و مانع شدند .

این رفتار مخالفان – به سرگردگی عمر بن خطاب – نیز سبب ناراحتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شد :

فَغَمَّ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَضْجَرَهُ.

این سخنان ایشان سبب غمگین شدن پیامبر شد و ایشان را رنجاند .

أنساب الأشراف ، ج 1 ص562 المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُري (المتوفى: 279هـ)، تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلي، الناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13. ( اسكن در متن بالا موجود است)

بعد از چنین رفتاری بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور دادند تا حاضرین از نزد ایشان بیرون روند .

مستشکل به مقدمات کار اشاره نمی کند – تا دامن مولایش لکه دار نشود!! – بلکه عملکرد پیامبر را بیان کرده و به این بهانه قصد تردید در اصل روایت را دارد !

اصولا قیاس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با مردم عادی – در امور غضب و رضا و غیره – فکری است که از ذهن مشوّش افراد ناقص الایمان نشات می گیرد و البته منافقان قریش داعیه دار این امر بوده و گویا سخن ایشان در میان مسلمانان نیز رسوخ کرده است ( توجیه ابن تیمیه در مورد عملکرد عمر بن خطاب در آینده خواهد آمد ) .

3646 - حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ، وَأَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، قَالَا: حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الْأَخْنَسِ، عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي مُغِيثٍ، عَنْ يُوسُفَ بْنِ مَاهَكَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو، قَالَ: كُنْتُ أَكْتُبُ كُلَّ شَيْءٍ أَسْمَعُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أُرِيدُ حِفْظَهُ، فَنَهَتْنِي قُرَيْشٌ وَقَالُوا: أَتَكْتُبُ كُلَّ شَيْءٍ تَسْمَعُهُ وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَشَرٌ يَتَكَلَّمُ فِي الْغَضَبِ، وَالرِّضَا، فَأَمْسَكْتُ عَنِ الْكِتَابِ، فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأَوْمَأَ بِأُصْبُعِهِ إِلَى فِيهِ، فَقَالَ: «اكْتُبْ فَوَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا يَخْرُجُ مِنْهُ إِلَّا حَقٌّ»

عبدالله بن عمرو می گوید : تمام آنچه را که از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می شنیدم را کتابت می کردم و می خواستم آنها را از حفظ نمایم . قریش مرا نهی کرد و گفتند : آیا هر آنچه که از او می شنوی را می نویسی در حالی که او نیز همانند انسانی است که از روی غضب و رضا سخن می گوید . پس از نوشتن سخنان پیامبر دست کشیدم و این جریان را برای رسول الله صلی الله علیه و آله بیان کردم . ایشان با انگشت به دهان خویش اشاره کردند و فرمودند : بنویس ! به خدایی که جانم در ست اوست ، از این دهان به جز حق خارج نمی شود .

سنن الدارمي ، ج 1 ص 136 رقم 484 ، اسم المؤلف: عبدالله بن عبدالرحمن أبو محمد الدارمي الوفاة: 255 ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1407 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : فواز أحمد زمرلي , خالد السبع العلمي، سنن أبي داود ، ج 3 ص 318 رقم 3646 ، اسم المؤلف: سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي الوفاة: 275 ، دار النشر : دار الفكر ، تحقيق : محمد محيي الدين عبد الحميد
حدیث قرطاس

بر اساس این روایت ، تشبیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با مردم عادی که اسیر بی موالاتی در سخن گفتن به هنگام رضا و غضب هستند ، دقیقا همان عملی است که منافقان قریش بدان استناد داشته اند !

نتیجه گیری را بر عهده خواننده منصف می گذاریم !
 
نویسنده:سجاد سحرخوان در تاریخ:دوشنبه 30 شهريور 1394      نظرات


صفحات وب

موضوعات

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

   

چت باکس

لینکستان

آمار وبلاگ
تعداد بازدید امروز:75
تعداد بازیدید دیروز:27
تعداد بازدید ماهانه:316
تعداد بازید سالانه:4,030
تعداد کل بازید ها تا امروز:14,987

وبلاگ نویسی
 



 
آمار گیر وبلاگ
   

[Link_Title]                 

:لینک دوستان

Designig & Coding : Sajjad Saharkhan