close
تبلیغات در اینترنت
علم خلفا بعد از پیامبر
لوگوی وبلاگ

آرشیو ماهانه

نظرسنجی
مهم ترین عامل شکستن بیعت مردم بعد از غدیر چه بوده؟




مهم ترین عامل فاجعه بزرگ منا چیست؟




     
تولیدات وبلاگ
 

 
روز شمار غدیر
 
 

منوی وبلاگ

 

 

 

علم خلفا بعد از پیامبر

بی تردید یکی از مهمترین شاخصه های حاکم اسلامی دانش او نسبت به احکام خداوند است . آگاهی و دانش امری است که ضرورت آن هم نزد عقلا پذیرفته شده است و هم در کتاب خدا مورد تاکید قرار گرفته است .یکی از مهمترین ویژگی های رهبر جامعه اسلامي اين است كه بايد علم وسيع داشته باشد تا بتواند احكامي را كه قبلا وجود نداشته و الآن مورد نياز هست استنباط كرده و نيز مردم را از انحراف در دين نجات دهد.

زيرا جانشين پيامبر مانند خود پيامبر وظيفه تبيين قرآن را دارد. خداوند در مورد جناب طالوت مي‌فرمايد «إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ» «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشيده است»

ويژگىها  و صفاتی كه اهل سنّت در جانشين پيامبر معتبر مى دانند، علم و اجتهاد است.حال ببينيم آيا خلفاي سه گانه علم به احكام الهي و قرآن را داشته‌اند تا لياقت جانشيني پيامبر، تبيين قرآن و بيان احكام و معارف الهي را داشته باشند؟د در اين قسمت به علومى كه مربوط به ماوراء عالم حسّ است، ـ نظير عالم ملائكه، جنّ، افلاك، حركات كهكشان ها، منظومه ها، كرات سماوى، ساكنين ديگر كرات و خصوصيّات زيست آن ها و... ـ نمى پردازيم، فقط به علومى كه داشتن آن ها شايسته يك دانشمند اسلامى (نه جانشين پيامبر) است مى پردازيم

 ابوبکر


جلال الدّين سيوطى از محقّقان بزرگ اهل سنّت كه نزد بزرگان آنان داراى مقامى والاست در كتاب الاتقان فى علوم القرآن مى نويسد:
آن چه از ابوبكر در تفسير قرآن رسيده است، از ده مورد تجاوز نمى كند.۱
آن گاه سيوطى سخن از دانش امير مؤمنان على عليه السلام به ميان مى آورد و مى نويسد:
علم على عليه السلام به قرآن در حدّى بود كه در محافل عمومى ندا مى داد: اى مردم! هر چه از علوم قرآنى مى خواهيد از من بپرسيد، تا جايى كه خصوصيّات نزول آيات نزد من است كه آيا در شب يا روز، سفر يا حضر نازل شده است.۲
ابوبكر مدّتى نسبتاً طولانى در اطراف رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بود، از اين رو از نظر نقل حديث بايد نسبت به مسائل مختلف، احاديثى را از آن بزرگوار روايت كرده باشد، در عين حال سيوطى در احوالات ابوبكر درباره حديث مى گويد:
عدد روايات نقل شده از ابوبكر به هشتاد حديث نمى رسد.۳
منابع
۱ . الاتقان فى علوم القرآن: ۲ / ۱۸۷.
۲ . همان.
۳ . تاريخ الخلفاء: ۴۱.

عمر

تاریخ گواه است خلیفه دوم ابه طور کل عاری از مدارج علمی و فقهی بوده است  از لحاظ علمی در درجات پایینی قرار داشته است به گونه ای که گاهی اوقات خطاهای علمی فاحشی در تشخیص احکام دینی از او سرمی زد.در مواردی در برابر نصوص، به رای خود عمل می کرد ودر مواردی بر اثر نبودن دلیل، از پیش خود، رای ونظر می داد، ولی در بسیاری از موارد به باب علم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت امیرمؤمنان -علیه السلام، مراجعه می کرد.

امیرمؤمنان، به تصریح پیامبر اکرم، گنجینه علوم نبوی بودووارث احکام الهی، وبه آنچه که امت تا روز رستاخیز به آن نیاز داشت عالم بودودر میان امت فردی داناتر ازا و نبود. از این رو، در دهها مورد، که تاریخ به ضبط قسمتی از آن موفق شده است، خلیفه دوم از علوم امام -علیه السلام استفاده کرد وورد زبان او این جملات یا مشابه آنها بود:

«عجزت النساء ان یلدن مثل علی بن ابی طالب ».

زنان ناتوانند ازاینکه مانند علی را بزایند.

«اللهم لا تبقنی لمعضلة لیس لها ابن ابی طالب ».

خداوندا، مرا در برابر مشکلی قرار مده که در آن فرزند ابوطالب نباشد.

حمیدی در جمع بین الصحیحین نقل نموده است که: «روزی خلیفه عمر در مقابل اصحاب خطبه ای خواند و گفت که اگر کسی مهر زنش را بیشتر از چهار صد درهم قرار دهد بر او حد جاری می کنم و زیادتی مهر را از او می گیرم و داخل در بیت المال مسلمین می کنم!! زنی از آن میان صدا زد: ای عمر!

کلام تو اولی به قبول است یا کلام خدا، عمر گفت: کلام خدا! زن گفت: مگر نه این است که خدای متعال می فرماید: اگر خواستید زنی را رها کرده و زن دیگری بگیرید و مال بسیاری مهر او کرده اید البته نباید چیزی از مهر او بازپس گیرید. عمر از شنیدن این آیه و حاضر جوابی آن زن مبهوت شد و گفت: تمام شما فقیه تر و داناتر از عمر هستید حتی زنان مخدره در حجله ها ». 1

همچنین احمد بن حنبل نقل کرده است که: «زن حامله ای را نزد عمر آوردند؛ او اعتراف به زنا کرد؛ پس عمر فرمان رجم او را داد. علی(علیه السلام) به خلیفه فرمود: حکم تو بر خود او می تواند نافذ باشد نه بر طفل او چرا که بچه بی گناه است و قتل وی جایز نیست. عمر گفت: آری بدرستی که زنان عالم عاجزند از اینکه مثل علی را بزایند و اگر علی نبود عمر هلاک شده بود.»2

علمای اهل سنت در بعضی از کتب خود قریب به صد موضع از خطاها و اشتباهات خلیفه را نقل کرده اند .

1منابع :

- تفسیر کشاف، جارالله  زمخشری، ج1، ص 481

2- مسند؛ احمد بن حنبل 1/154

3- تذکره الخواص، ابن جوزی ص 127

4- سنن ابن ماجه ج 1 نشر دارالکتب باب ماجاء فی التیمم

عثمان :

کمکهای علمی وفکری امام - علیه السلام به خلفا به دوران خلافت ابوبکر وعمر منحصر نبود، بلکه وی به عنوان سرپرست وحامی ودلسوز دین، نیازهای علمی وسیاسی اسلام ومسلمانان را در دوره های مختلف خلافت برطرف می کرد. از جمله، خلیفه سوم نیز پیوسته از افکار بلند وراهنمایی های داهیانه علی - علیه السلام بهره می برد.

- از جمله حقوق زن در اسلام این است که اگر مردی همسر خود را طلاق دهد وپیش از آنکه عده زن سپری گردد مرد در گذرد، زن همچون ورثه دیگر از شوهر خود ارث می برد; تو گویی که تا عده زن سپری نشده است پیوند زناشویی برقرار است.

در زمان خلافت عثمان، مردی دارای دو زن بود - یکی از انصار ودیگری از بنی هاشم. از قضا مرد، زن انصاری خود را طلاق گفت وپس از مدتی درگذشت. زن انصاری نزد خلیفه رفت وگفت: هنوز عده من سپری نشده است ومن میراث خود را می خواهم. عثمان در داوری فرو ماند وجریان را به اطلاع امام - علیه السلام رسانید. حضرت فرمود: اگر زن انصاری سوگند یاد کند که پس از درگذشت شوهرش سه بار قاعده نشده است می تواند از شوهر خود ارث ببرد.

عثمان به زن هاشمیه گفت: این داوری مربوط به پسر عمت علی است ومن در این باره نظری نداده ام.

وی گفت: من به داوری علی راضی هستم. او سوگند یاد کند وارث ببرد. (1)

این جریان را محدثان اهل تسنن به گونه دیگر، که متن آن با فتاوای فقهای شیعه تطبیق نمی کند، نیز نقل کرده اند. (2)

 

اینکه عثمان از نظرات امام - علیه السلام استفاده می کرد جای شگفت نیست; شگفت اینجاست که معاویه نیز، با تمام عداوت وبغضی که به امام داشت، در مسائل علمی ومشکلات فکری دست نیاز به سوی آن حضرت دراز می کرد وافرادی را به صورت ناشناس به حضور امام روانه می ساخت تا پاسخ بعضی مسائل را از آن حضرت بیاموزند.

گاهی فرمانروای روم از معاویه مطالبی را می پرسیدوپاسخ آن را از او می خواست. معاویه، برای حفظ آبروی خود - که خویش را خلیفه مسلمین معرفی می کرد - افرادی را به نزد علی - علیه السلام گسیل می داشت تا به گونه ای پاسخ را از امام فرا گیرند ودر اختیار معاویه بگذارند.

اذینه می گوید: مردی از معاویه مطلبی را پرسید. معاویه گفت: این موضوع را از علی بپرس. سائل گفت: خوش ندارم از او سؤال کنم; می خواهم از تو بپرسم. وی گفت: چرا خوش نداری ازمردی سؤال کنی که پیامبر در باره اش گفته است: «علی نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است جز اینکه پس از من پیامبری نیست » وعمر مشکلات خود را با او در میان می نهاد؟ (5)

وقتی خبر شهادت امام - علیه السلام به معاویه رسید گفت: «فقه وعلم مرد». برادر معاویه به او گفت: این سخن را مردم شام از تو نشنوند. (6)

 

گردآوری وتنظیم :سجاد سحر خوان

 

 

 

منابع :

1 - مستدرک الوسائل، ج 3، ص 166.

2 - ر. ک: کنزالعمال، ج 3، ص 178; ذخائر العقبی، ص 80.

3 - کنزالعمال، ج 3، ص 53; مستدرک الوسائل، ج 2، ص 119.

4 - الغدیر 8 / 214 به نقل از کتاب عاصمی به نام « زین الفتی فی شرح سورة هل اتی ».

5 - ذخائر العقبی، ص 79.

6 - الاستیعاب، ج 2، ص 426.

7 - ر. ک. علی والخلفاء، صص 324 - 316.

 
نویسنده:سجاد سحرخوان در تاریخ:جمعه 27 شهريور 1394      نظرات


صفحات وب

موضوعات

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

   

چت باکس

لینکستان

آمار وبلاگ
تعداد بازدید امروز:18
تعداد بازیدید دیروز:9
تعداد بازدید ماهانه:204
تعداد بازید سالانه:204
تعداد کل بازید ها تا امروز:15,530

وبلاگ نویسی
 



 
آمار گیر وبلاگ
   

[Link_Title]                 

:لینک دوستان

Designig & Coding : Sajjad Saharkhan